معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤
سى روز به «ميقات» مىروم. پس برادرش هارون (ع) را جانشين خود قرار داد. سى روز تمام شد و حضرت موسى (ع) از ميقات برنگشت. سامرى از غيبت و تأخير او استفاده كرد و بنىاسرائيل را به گوسالهپرستى وادار نموده، گمراه كرد. خداوند به موسى خبر داد كه معارف قرآن (ج٤) كد ٤/٢٢٠ ٦٤ همنشينى با شيطان ص : ٦٣ بعد از تو قومت را دچار امتحان كرديم و آنها از سامرى فريب خوردند و گوسالهپرست و گمراه شدند. «١» غضبناك شدن موسى (ع)
براى اولياى خدا بويژه انبيا مصيبتى بالاتر از سستى عقيده مردم و شرك به پروردگار و بىاحترامى نسبت به حدود الهى نيست، از اين رو، موسى (ع) به محض آگاهى از گوسالهپرستى مردم چنان غضبناك شد و برآشفت كه گويى تمام وجودش شعلهور گرديده است. او براى رسالت الهى خويش رنجهاى فراوانى را تحمل كرده بود و معجزات بسيارى كه هر گونه شك و ترديد را برطرف مىكرد، به بنىاسرائيل نمايانده بود، تا آنها را با توحيد آشنا كرده، از ذلّت به عزّت برساند. خداوند نيز به وسيله نور نبوت و رسالت و رنجهاى طاقت فرساى حضرت موسى (ع) به آنان نعمت و عزّتبخشيد و آنها را بر مردم آن زمان برترى داد، ولى وقتى موسى (ع) ديد بنىاسرائيل همه اينها را فراموش كرده، راه باطل را پيش گرفتهاند، بطورى خشمگين شد كه حتى بر هارون (ع) بانگ زد و سر و ريش او را گرفت و به طرف خود كشيد كه چرا با بتپرستان به مبارزه بر نخاسته است. «٢» انواع خشم خشمگين شدن به خاطر خدا و دين او، خشمى پسنديده و خدايى است و همه دينباوران بايد در چنين مواقعى خشم مقدّس خويش را بروز دهند و در برابر نابكارى و انحراف، مقاومت كنند و آنها را اصلاح نمايند. روشن است كه اين گونه خشم و غضب، با خشمى كه جنبه شخصى دارد و از رذايل اخلاقى محسوب مىشود، تفاوت بسيار دارد و اين خشم دوم است كه اميرمؤمنان (ع) از آن نهى كرده، مىفرمايد: