معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٩
نيز به بازى مىگيرند. ريشه اين بازيگرى به قلب آنان بر مىگردد. قلب كه مركز ادراكات انسان است و بايد حرم امن الهى باشد، بر اثر سرگرم شدن به دنيا و زخارف آن به محل بازى افكار و خيالات شيطانى تبديل مىشود، در نتيجه هرچه ذكر جديد بشنوند به بازى گرفته و لحظهاى در آن فكر و درنگ نمىكنند. اين اعمال سبب اضافهشدن غفلت جديد بر روى غفلتهاى گذشته و در نتيجه دورى بيشتر، از خدا مىشود.
آفرينش هدفدار «وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْارْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبينَ» (انبيا، آيه ١٦)
ما آسمان و زمين و آنچه را در ميان آنهاست، از روى بازى نيافريديم.
لعب عملى است كه با نظم خاصى براى رسيدن به غايتى، «پندارى و غيرواقعى» صورت مىگيرد و چون چنين عملى انسان را از اعمال واقعى و اهداف حقيقى باز مىدارد، پس لهو نيز هست. بنابراين هر لغوى، لهو هم هست.
از طرف ديگر لهو براى اين است كه انسان در خود نقص يا حاجتى نظير كسالت و ملامت روحى مىبيند و احتياج به نشاط را در خود احساس مىكند و اين نقص و احتياج او را به لهو و سرگرمى وا مىدارد تا رفع كسالت و ايجاد نشاط كند. چنين كارى از خداى تعالى محال است، چون پرداختن به لهو براى رفع نقص و احتياج است و خداوند احتياجى ندارد و ملالت و كسالتى بر او عارض نمىشود تا با لهو آن را رفع كند. «١» بنابراين، آفرينش هدفدار است و بازى و سرگرمى نيست.
هدف آفرينش از آيات زيادى بر مىآيد» كه جهان خلقت براى انسان، آفريده و رام شده است تا محيط مناسبى براى زندگى او باشد. به عبارت ديگر، هدف از خلقت جهان، انسان است، حال بايد ديد، هدف از خلقت انسان چيست؟ پاسخ اين پرسش در آيه زير است: