معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٥
«ايَّاكَ وَ الْغَضَبَ ...»» از غضب دورى كن.
اما اگر كسى به خاطر بىعدالتى، ستم، فحشا و منكرات، توهين به مؤمنان و علما و بطور كلى رعايت نشدن حدود الهى خشمگين بود و هنگام غضب نيز حدود الهى و اخلاق اسلامى را رعايت كند، نه تنها خشم او پسنديده است، بلكه نوعى كمال محسوب مىشود. رسول اكرم (ص) فرمود:
«لا يُحِقُّ الْعَبْدُ حَقيقَةَ الْايمانِ حَتّى يَغْضِبَ لِلَّهِ وَ يَرْضى لِلَّهِ» «٢» بنده، حقيقت ايمان را اثبات نمىكند، مگر اينكه براى خدا غضب كند و براى او راضى شود.
غوغاى سامرى «قالَ فَما خَطْبُكَ يا سامِرىُّ قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ اثَرَ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها وَ كَذلِكَ سَوَّلَتْ لى نَفْسى قالَ فَاذْهَبْ فَانَّ لَكَ فِى الْحَيوةِ انْ تَقُولَ لا مِساسَ وَ انَّ لَكَ مَوْعِداً لَنْ تُخْلَفَهُ وَانْظُرْ الى الهِكَ الَّذى ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِى الْيَمِّ نَسْفاً» (طه، آيات ٩٥- ٩٧)
(موسى (ع) رو به سامرى كرد و) گفت: تو چرا اين كار را كردى؟! (سامرى) گفت: من چيزى را ديدم كه ديگران نديدند، من قسمتى از اثر فرستاده خدا (جبرئيل) را بر گرفتم سپس آن را (بر مجسمه گوساله) ريختم و اين چنين (هوايى) نفس اين كار را در نظرم زينت داد. (موسى) گفت: برو كه بهره تو در زندگى دنيا اين است كه (هر كس به تو نزديك شود) خواهى گفت با من تماس نگير و تو را وعدهگاهى است (براى عذاب) كه با تو خلف وعده نخواهد شد.
(اكنون) بنگر به معبودت (گوساله) كه پيوسته آن را پرستش مىكردى، ما آن را مىسوزانيم، سپس ذرّات آن را به دريا مىپاشيم. «٣» خطر يك انسان عادى منحرف به خودش بر مىگردد و تأثير چشمگيرى در ميان