معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٥
سرزمين خدا پهناور نبود تا در آن هجرت كنيد؟
ب- هجرت انفسى: هجرت انفسى يا هجرت از نفس، هجرتى است كه از درون انسان، يعنى از هواها، خودخواهيها و دلبستگيهايى كه او را زمينگير كرده و از تكامل بازداشتهاند، آغاز مىشود، اين هجرت، مهمترين و بزرگترين مبارزه انسان بر ضد قويترين دشمن خود است «١» كه حتى پيروزى انسان در جهاد بيرونى در گرو اين مبارزه است و به فرموده پيامبراكرم (ص) اين جهاد در مقايسه با جهاد با كافران و طاغوتها، جهاد اكبر است، در روايات نيز چنين آمده است:
«افْضَلُ الْهِجْرَةِ انْ تَهْجُرَ السُّوءَ» با فضيلتترين هجرت اين است كه از بدى هجرت كنى. «٢» ج- هجرت علمى: انسان به اقتضاى نيروى كنجكاوى و حقيقتجويىاش از اوان كودكى تا مرگ، همواره در حال پژوهش و جستجوست و پرسشهاى او حدى نمىشناسد. اين پرسشها براى او چنان با اهميت است كه در صورت لزوم، همانند سلمان و ابوعلى سينا براى يافتن پاسخ به سفرهاى دور و درازى مىرود و در اين راه از جان و مال و مقام خود مىگذرد و گاهى نيز به حكم مسؤوليت دينى و انسانىاش براى نجات جامعه از چنگال جهل و نادانى و در پاسخ به اين نداى قرآنى كه مىفرمايد «چرا از هر گروه دستهاى به سفر نروند تا دانش دين بياموزند و چون بازگشتند مردم را هشدار دهند» «٣» براى تعليم به سرزمينهاى ديگر سفر مىكنند كه اين نيز مىتواند مصداقى از هجرت در راه خدا باشد.
معناى رزق نيكو رزق به عطا و بخششى گفته مىشود كه بتوان از آن بهرهمند شد، خواه طعام باشد يا علم و يا غير آن. «٤» به عقيده عدّهاى از مفسران، رزق حسن به نعمتهايى گفتهمىشود كه وقتى چشم انسان به آن مىافتد، چنان شيفته آن مىشود كه نمىتواند ديده از آن برگيرد و