معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٨
كه حتى مركبها را زين نكردند و خيمهاى برپا نساختند؛ گروهى گريه مىكردند و گروهى در فكر فرو رفته بودند. پس از آن، رسول خدا (ص) به آنان بشارتهايى داد كه همه تكبير گفتند. «١» ايمان سطحى «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَانْ اصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ انْ اصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَالْاخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبينُ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُهُ ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعيدُ يَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ اقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلى وَ لَبِئْسَ الْعَشيرُ» (حج، آيات ١١- ١٣)
و از ميان مردم كسى است كه خدا را تنها با زبان مىپرستد. پس اگر خيرى به او رسد، دلش به آن آرامگيرد و اگر فتنهاى به او رسد (و با مصيبتى مورد آزمايش واقع شود)، رو بر مىتابد (و كفر مىورزد) در دنيا و آخرت زيانكار است و آن زيانى آشكار است. او غير خدا كسى را مىخواند كه نه زيانى به او مىرساند و نه سودى. اين گمراهى عميقى است. او جز خدا كسى را مىخواند كه ضررش نزديكتر از نفع اوست، چه بد مولا و همنشينى است! در آيه مزبور از پرستش بعضى از مردم با تعبير «عَلى حَرْفٍ» سخن به ميان آمده است كه مىتواند داراى دو معنى زير باشد:
الف- اگر حرف را كنايه از زبان بدانيم، معناى آيه چنين مىشود: بعضى از مردم ايمان كامل ندارند و خدا را تنها به زبان مىپرستند و ايمانشان قلبى نيست. بنابراين، از ايمان سطحى برخوردارند.
ب- در صورتى كه حرف را به معناى لبه و كنار چيزى بدانيم، معناى آيه چنين خواهد بود: آنها در متن ايمان و اسلام قرار ندارند، بلكه در حاشيه و كنار آنند. در اين صورت همانند افراد فرصتطلبى هستند كه در كناره لشگر ايستاده، منتظرند تا اگر شكستى پيش آيد، فرار كنند و چنانچه غنيمتى بدست آيد، خود را در آن سهيم بدانند. «٢»