معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٩
اقدام اساسى شايد علّت اينكه حضرت اسماعيل خانوادهاش را به اقامه نماز و پرداختن زكات دعوت مىكند، اين باشد كه اوّلين مرحله اصلاح اجتماع، اصلاح خود و سپس اطرافيان است. آن پيامبر عظيمالشأن كه خود به صفت بندگى آراسته بود، به تربيت نزديكان خود اقدام كرد و با اين عمل، روش اصلاح اجتماعى را به ما آموخت، چنانچه در زندگى پيامبر عظيمالشأن اسلام (ص) نيز اين سير اصلاحى را مىبينيم. آن حضرت بعد از بعثت، ابتدا اهل خانهاش، امام على (ع) و خديجه (س) و اندكى از افراد مستعدّ را به اسلام دعوت كرد و قبل از دعوت عمومى و همگانى، به دعوت خويشاوندان خود پرداخت تا زمينه را براى شروع دعوت و اصلاح عمومى آماده كند.
ورود همه به جهنم و نجات متَّقيان «وَ انْ مِنْكُمْ الَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيّاً ثُمَّ نُنَجِّى الَّذينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمينَ فيها جِثِيّاً» (مريم، آيات ٧١- ٧٢)
هيچ كس از شما نيست مگر اينكه وارد جهنم مىشود، اين حكمى حتمى از جانب پروردگار توست. آنگاه تقوا پيشگان را نجات مىدهيم و ستمگران را در حالىكه به زانو در آمدهاند در آن وا مىگذاريم.
چگونگى ورود مفسران در اين مورد اختلاف دارند، گروهى از ايشان آن را به معنى داخل شدن در جهنم گرفتهاند و گروه دوم آن را به معنى مشرف و نزديك شدن به آن دانستهاند و هر كدام دلايلى ذكر كردهاند.
قول اوّل با ظاهر آيه بخصوص با آيه بعدى سازگارتر است، چون در آيه بعد مىفرمايد بعد از ورود همه به جهنم، كسانى را كه تقوا پيشه كرده و مرزهاى بندگى را رعايت كردهاند، نجات مىدهيم و ديگران را در حاليكه آنها به زانو در آمدهاند، وا مىگذاريم. معلوم است كه واگذاردن كفار در جهنم، بعد از داخل شدن در آن است،