معارف قرآن (ج4)

معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣

لغو بود ولى او ديوار را به خاطر محفوظ ماندن گنج يتيمان فردى صالح، تعمير كرد و كارى پسنديده انجام داد و حضرت موسى نيز وقتى وجه اين اعمال را شنيد، قانع شد.
بنابراين، درس مهم اين داستان آن است كه افراد نبايد در مقابل اعمالى كه بظاهر خلاف شرع يا عقل است، ساكت بنشينند و اولياى امور نيز نبايد اين اعتراضها و انتقادها را ناپسند شمرده و سركوب كنند، بلكه بايد با توجيه منطقى، افراد را قانع سازند.
ادب بندگى‌ حضرت خضر وقتى تفسير كارهايش را بيان مى‌كند، در مورد معيوب كردن كشتى مى‌گويد: من آن را معيوب كردم، معيوب كردن نيز كار زشتى است- گرچه در اينجا به خاطر غايت و هدف، يك كار خير محسوب مى‌شود- ليكن نبايد اين كار زشت را به خدا نسبت داد. در مورد دوّم مى‌فرمايد: «ما ترسيديم كه اين فرزند پدر و مادر را به كفر وادارد». در اينجا ضمير متكلم مع الغير به كار رفته است چون «بيم كافر شدن پدر و مادر» هم از جانب عبد و هم از جانب پروردگار صحيح است، زيرا خداوند به مقتضاى رأفت و رحمتش، نمى‌خواهد بندگانش كافر شوند. در مورد سوم نيز فرمود: «خداوند خواست كه آنها به سن بلوغ برسند و گنجشان را استخراج كنند» چون رسيدن آنها به سن بلوغ، فقط به اراده خداست و اراده ديگرى در آن تأثير ندارد. «١» پس مورد اوّل، خود به خود كارى شرّ و قبيح بود و مورد دوم، خيرِ آميخته به شرّ بود و مورد سوم خير محض بود و حضرت خضر كه پرورده درگاه خداوند بود، مورد اوّل را به خود نسبت داد و دوّم را از جهت خيرش به خداوند و از جهت شرّش به خود و مورد سوم را فقط به خداوند نسبت داد و اين تعليمى است با ارزش. «٢» زيانكاران خودپسند «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْاخْسَرينَ اعْمالًا الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِى الْحَيوةِ الدُّنْيا وَ هُمْ‌ معارف قرآن (ج‌٤) كد ٤/٢٢٠ ٤٤ فلسفه نماز ص : ٤٤