معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢
اينها از بخششهاى خدا بر من است تا مرا بيازمايد كه آيا شكر مىگذارم يا كفران مىكنم.
اما انسانى كه تربيت نيافته، وقتى به اموال و اولادش مىنگرد كه در چنگ اويند و هرگونه بخواهد در آنها تصرف مىكند، خود را مالك حقيقى مىپندارد و آنها را رهاورد عقل و تدبير خود مىشمرد و كسانى را كه از مال و اولاد و ديگر نعمتها بىبهرهاند، بىصلاحيت مىپندارد. از اين رو، به خود اجازه مىدهد كه خويشتن را از آنها برتر شمرده و بدانها فخر بفروشد و بگويد:
ثروت من از تو بيشتر و نفراتم (فرزندانم) از تو قويترند.
از طرف ديگر گمان مىكند كه مال و فرزند و ديگر نعمتها متناسب با ارزش و صلاحيت باطنى انسانها بدانها داده مىشود، بدين معنا كه هر كس در درگاه خدا محبوب گردد، صاحب فرزند مىشود و بلاها از او برطرف مىشود و هر كس در درگاه خدا بىارزش گردد، نعمتهاى مادى از او دريغ مىشود.
«فَامَّا الْأِنْسانُ اذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَاكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبّى اكْرَمَنِ وَ امَّا اذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبّى اهانَنِ» «١» و انسان هر گاه پروردگارش او را بيازمايد و اكرام كند و نعمت بخشد، گويد: پروردگارم مرا گرامى داشت؛ و هر گاه او را آزمايش كند و روزىاش را كمنمايد، گويد: پروردگارم مرا خوار كرد.
از ديدگاه چنين شخصى، علامت كرامت و خوارى در درگاه حق، مال و فرزند است و او كه بهرهمند از اموال و اولاد است، در درگاه حق محترم است.
محبت بيش از حد به ثروت و فرزند او را به جاويد پنداشتن آنها وا مىدارد و مىگويد:
«ما اظُنُّ انْ تَبيدَ هذِهِ ابَداً ما اظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ الى رَبّى لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً» «٢» گمان نمىكنم اين باغ نابود گردد و گمان نمىكنم قيامت برپا شود و اگر به سوى پروردگارم بازگردانده شوم، در آنجا بهتر از اين را خواهم يافت.