معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٥
ميزان اعمال هستيم، به اين خاطر است كه آنان خود در نقطه اوج انسانيت هستند و اعمال آنان با خلوص، علم و ايمان كامل همراه بوده است.
بنابراين شخصيت، اخلاق و اعمال آنان، مقياس سنجش شخصيت، اخلاق و اعمال ديگران قرار مىگيرد.
از اين رو، در زيارت اميرمؤمنان على (ع) مىخوانيم: «السَّلامُ عَلى ميزانِ الْاعْمالِ» «١» وضع مردم در مقابل ميزان گفتنى است كه لفظ ميزان به صورت جمع آمده است و اين خود، بيانگر آن است كه براى هر چيزى ميزانى وجود دارد و ميزانهاى مختلفى براى هر انسانى گذاشته مىشود، از قبيل ميزان عقايد، ميزان اعمال، ميزان اخلاق و «٢» چنان كه از اخبار برداشت مىشود، مردم در جايگاه ميزان بر چهار دستهاند:
دسته اول- نيكان و صالحانِ مؤمن كه براى آنها ميزانى نصب نمىشود و بدون ميزان، داخل بهشت مىشوند.
دسته دوم- مشركان و كافران كه براى آنان نيز ميزانى نصب نمىشود و بدون ميزان داخل جهنم مىشوند.
دسته سوم- كسانى كه ميزان عملشان سنگين است و از رستگارانند. «فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازينُهُ فَالئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُوُنَ» دسته چهارم- كسانى كه ميزان عملشان سبك است؛ اينان زيانكاران و گرفتار عذابند، مگر اينكه رحمت يا شفاعتى به واسطه ايمان، شامل حالشان شود و نجات يابند. «٣» انبيا و تمدن بشرى «وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْبَأْسِكُمْ فَهَلْ انْتُمْ شاكِرُونَ» (انبيا، آيه ٨٠)