معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٦
علت (دستور به) نماز، اعتراف به ربوبيّت خداى عزوجلّ، نفى شريك از او، ايستادن با حالت خوارى، فقر، خضوع و اعتراف در مقابل خداوند جبّار است. طلب بخشش كردن براى گناهان گذشته و هر روز پنج بار صورت بر زمين گذاشتن براى بزرگداشت و به ياد او بودن است تا او را فراموش نكند و به خوشگذرانى نيفتد و (در مقابل او) خاشع و ذليل باشد و از او زيادت در دين و دنيا را طلب كند. بعلاوه، نماز باعث جلوگيرى از بديها نيز مىشود.
نماز، يادآورى خدا در طول شبانه روز است تا بنده، آقا، مدبّر و خالق خود را فراموش نكند تا به خوشگذرانى بيفتد و طغيان كند؛ اين ياد كردن و ايستادن در مقابل او، بنده را از افتادن در گناهان باز داشته و از همه فسادها جلوگيرى مىكند. «١» با توجه به بيان فوق، معلوم مىشود كه نماز بهترين بازدارنده زشتيها و رساننده به قرب خداست؛ از اين رو امام على عليهالسلام مىفرمايد:
«الصَّلاةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقِىٍّ» «٢» نماز وسيله هر متّقى براى رسيدن به خداست.
شيرينى گفتگو با خدا «وَ ما تِلْكَ بِيَمينِكَ يا مُوسى قالَ هِىَ عَصاىَ اتَوَكَّؤُ عَلَيْها وَ اهُشُّ بِها عَلى غَنَمى وَلِىَ فيها مَأرِبُ اخْرى» (طه، آيات ١٧- ١٨)
اى موسى! آن چيست به دست راستت؟ گفت: اين عصاى من است، بر آن تكيه مىكنم و براى گوسفندانم با آن برگ مىريزم و مرا با آن كارهاى ديگر است.
خداوند از موسى سؤال مىكند كه در دستت چيست؟ و حال آنكه خود به آن آگاهتر است. شايد علت سؤال اين باشد كه مىخواهد سرّى عظيم به او بنماياند. مىخواهد به او بفهماند كه چگونه از اين چوب كه جامد و بىجان است و هيچ تناسبى با موجود جاندار ندارد، مارى چست و چابك و وحشتناك مىسازد، و آن را معجزه و علامتصدقنبوّت او قرار مىدهد و با آن دريا را شكافته و سنگ را به چند چشمه جوشان آب تبديل مىكند.