معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧
آنان را از روز حسرت، كه كار به پايان آمده و آنان همچنان در حال غفلت و بىايمانى هستند، بترسان.
يكى از اسامى قيامت «روز حسرت» است. در روز قيامت، هم نيكوكار حسرت مىخورد و هم گناهكار. نيكوكار حسرت مىخورد كه چرا عمل صالح بيشترى انجام نداده تا امروز مقام و مرتبه او عاليتر باشد و گناهكار حسرت مىخورد كه چرا ايمان نياورده و عمل صالح انجام نداده تا امروز از جهنم نجات يافته و در زمره بهشتيان باشد.
در آن روز، حقايق، ظاهر مىشود و هر كس آنچه را در دنيا عمل كرده، مىبيند و كارهاى انسان چه خوب و چه بد به صورتهاى گوناگون، اما متناسب با روح و ملكوت عمل، مجسم مىشوند. او وقتى با صورتهاى زشت و هولانگيزِ اعتقادات باطل و اخلاق زشت و كارهاى ناپسند خود روبهرو مىشود، حسرتى عظيم به او دست مىدهد.
غفلت از روز حسرت بيشتر انسانها تا در دنيا هستند، از «روز حسرت و ندامت» غافلند و آن را انكار مىكنند، جاودانگى را در دنيا مىجويند و نعمت فانى آن را باقى مىپندارند. قرآن چه زيبا از زبان دنياگرايان مىگويد:
«ما اظُنُّ انْ تَبيدَ هذِهِ ابَداً وَ ما اظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً»» گمان نمىكنم كه اين نعمتها هيچ گاه زوال پذيرد و گمان نمىكنم قيامتى بر پا شود.
براى نجات از اين غفلت، سزاوار است كه انسان تا فرصت دارد، به فكر اصلاح نفس برآيد تا از حسرت روز قيامت مصون باشد. يكى از بزرگان اين فرصت كنونى را به وجهى نيكو، چنين ترسيم كرده است:
نفسم را در جهنم تصور كردم كه با غُل و زنجير، آتشِ شعلهور، زقوم و زمهرير آن دست به گريبان است. از او پرسيدم: اى نفس چه چيز را آرزو مىكنى؟ گفت: آرزو مىكنم كه به دنيا باز گردم تا عملى انجام دهم كه با پاداش آن از اين مهلكه نجات يابم.