معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٦
مالك مىشوند. «١» نمونههاى فراوان ديگرى نشان دهنده اين است كه آن حضرت در مسير حق و در راه انجام وظيفه هيچ چيز را به فال بد نمىگرفت و براى محكم كردن عزم ياران، حوادث را به نشانه خير و خوبى تفسير مىكرد.
حقيقت فال نيك و بد علامه طباطبايى (ره) مىنويسد:
« (فال زدن) در بسيارى از مواردش مؤثر هم واقع مىشود و آنچه را كه انتظارش دارند، پيش مىآيد، چه خير و چه شرّ، چيزى كه هست فال بد زدن مؤثرتر از فال خير زدن است (و اين تأثير مربوط به آن چيزى كه با آن فال مىزنند نيست، مثلًا صداى كلاغ و جغد نه اثر خير دارد و نه اثر شر، بلكه) اين تأثير مربوط است به نفس فال زننده». «٢» ايشان در ادامه، دستورات اسلام نسبت به «فال نيك زدن و نهى از فال بد زدن و اينكه به هنگام فال بد بر خداتوكّل كنيد و آن را هيچ انگاريد» را تأييد اين نظر دانسته كه اثر، مربوط به فال نيست، بلكه مربوط به نفس فال زننده است. «٣» فال نيك و بد در نفس انسان اثر دارد؛ به طور مثال وقتى انسان واقعهاى را علامت شومى و نحسى بگيرد، عزمش سست مىشود و دست از سعى و كوشش بر مىدارد و ترس بر او غلبه مىكند و به ضرر و مصيبت گرفتار مىشود، آن وقت اين ضرر و مصيبت را نتيجه شومى آن فال مىداند، در حالى كه خود او علت سست شدن عزم و كوشش نكردن است. در فال نيك زدن، عكس اين اثر تحقق مىيابد؛ يعنى وقتى واقعهاى راعلامت خير دانست، شوق در او ايجاد مىشود و عزمش محكم مىگردد و با تمام توان سعى در رسيدن به هدف و مقصود مىكند و به آن مىرسد. در اينجا نيز رسيدن به آن خير، اثر فال خوب نيست، بلكه نتيجه عزم و كوشش اوست. پس همان طور كه علامه طباطبايى فرمود، اثرى كه بر فال مترتب مىشود، مربوط به نفس فال زننده است و به