معارف قرآن (ج4)

معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٥

صالح اختصاص نداشت، بلكه به شهادت قرآن كريم، مشركان خرافى در مقابل ساير پيامبران نيز به اين حربه موهوم متوسل مى‌شدند؛ چنان كه در مورد فرعونيان مى‌خوانيم:
«وَ انْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةً يَطَّيَّرُوا بِمُوسى‌ وَ مَنْ مَعَهُ» «١» هرگاه پيشامد ناگوار بر ايشان پيش آمد، آن را نتيجه شومى حضرت موسى و مؤمنان همراه او مى‌دانستند.
همين‌اتهام نسبت به‌فرستادگان حضرت‌مسيح عليه‌السلام به‌انطاكيه نيز به‌چشم مى‌خورد:
«قالُوا انَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لِنَرْجُمَنَّكُمْ وَ لَيمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ اليمٌ قالُوا طائِرُكُمْ مَعَكُمْ ائِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ انْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفوُنَ» «٢» گفتند: ما شما را به فال بد گرفتيم. اگر دست برنداريد، سنگسارتان خواهيم كرد و از ناحيه ما به شما شكنجه‌اى دردناك خواهد رسيد. (رسولان) گفتند: شر و شومى شما با خودتان است، اگر متذكر شويد، بلكه شما مردمى اسراف‌كاريد. اين سيره منكران نبوّت، در طول تاريخ بوده است كه پيامبران و مصلحان را به فال بد مى‌گرفتند.
فال نيك و بد اسلام بين فال خوب و فال بد فرق گذاشته است؛ تفأل را پذيرفته و تطيّر را نكوهش كرده است.
از پيامبر (ص) نقل شده كه فرمود:
«تَفاءَلُوا بِالْخَيْرِ تَجِدُوهُ» «٣» همواره فال نيك بزنيد تا آن را بيابيد.
سيره آن بزرگوار همواره فال نيك‌زدن بوده است. در جاهاى مختلف وقايعى را كه اتفاق مى‌افتاد، به نشانه خير بودن تفسير مى‌كرد. پيامبر (ص) وقتى كه خسرو پرويز نامه آن حضرت را پاره كرد و مشتى خاك در جواب براى آن حضرت فرستاد، با اينكه كار ناپسندى انجام داد، پيامبر آن را به فال نيك گرفت و فرمود: بزودى مسلمانان خاك او را