معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٧
امام حسين (ع) فرمود:
«الهى مَنْ كانَتْ مَحاسِنُهُ مَساوى فَكَيْفَ لا تَكُونُ مَساويهِ مَساوى» «١» خداى من! كسى كه كارهاى خوبش بد است، چگونه كارهاى بدش بد نباشد؟! ب- به خاطر ترك اولاهايى كه ممكن است از برخى پيامبران سر زده باشد.
ج- شايد بتوان گفت كه خِزىْ در اينجا به معناى رسوايى و شرمندگى حاصل از افشاى گناه نيست، بلكه چنان كه معناى آن دلالت مىكند، عبارت است از يارى نكردن به كسى كه اميد يارى دارد. در اين صورت مفهوم آيه چنين خواهد بود: «خدايا من چشم اميدم به توست و از تو انتظار يارى دارم، در آن روز يارى خود را از من دريغ مدار.» «٢» حقيقت قلب سليم در قرآن، براى قلب، اوصاف مختلفى شمرده شده است، از جمله:
الف- قسى و سخت «وَ لَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» «٣» اگر تو تندخو و سنگدل بودى، از اطرافت پراكنده مىشدند.
«ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ» «٤» سپس دلهاى شما سخت شد.
ب- بيمار «فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً» «٥» در دلهاى آنان بيمارى است، خداوند نيز بر بيمارىشان افزود.