معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣١
ديگرى مىگويد:
«در دوستى، روحها چنان به يكديگر در مىآميزند كه هرگونه جدائى از ميان مىرود.» «١» دوست بد، سبب پشيمانى انسان خواه ناخواه تأثيرپذير است و چنانكه روانشناسان گفتهاند: نفس انسان چون دزد زبردستى است كه صفات ناپسند را بطور ناخودآگاه از همنشينان خود مىدزدد، «٢» و اين حقيقت، هم از نظر علمى و هم از نظر تجربه معمولى و مشاهدات حسى ثابت شده است. وقتى آب با آن همه لطافت در سنگ خارا اثر مىگذارد و يا آهن سرد وسخت از همنشينى با آتش، حالت انبساط و انعطاف به خود مىگيرد و هر شكل و قالبى را مىپذيرد، چگونه مىشود كه روح انسان با آن همه لطافت، تحت تأثير رفتار و كردار همنشينان قرار نگيرد؟ راستى گاه نقش رفيق بد در بدبختى انسان از هر عاملى مهمتر است و او را تا سر حدّ فنا ونيستى پيش مىبرد و براى هميشه موجب پشيمانى مىشود و در قيامت انگشت حسرت و تأسف به دندان گزيده، اظهار پشيمانى مىكند و با خود مىگويد:
رفيقم مرا از هدايت و سعادت بازداشت. بيدارى و آگاهى به سراغ من آمده بود و چشمه سعادت در كنارم جارى بود، ولى اين دوست بىايمان و فاسد، مرا از لب چشمه آب حيات، تشنه بازگرداند و مرا در گرداب بدبختى فرو برد و گمراه ساخت. «٣» نقش دوست در سرنوشت انسان اين آيه نشان مىدهد كه اگر مردم به حال خود رها شوند، حقايق الهى را مىپذيرند، ولى افراد شيطان صفت آنها را فريب داده و از حق بازمىدارند. «٤» در عصر پيامبر دو تن از مشركان به نام «عُقْبه» و «ابَىّ» با هم دوست بسيار صميمى بودند. عقبه با اينكه كافر بود، ولى پيامبر را دوست مىداشت. روزى پيامبر را در جمع