معارف قرآن (ج4)

معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠١

البته بعضى از مؤمنان به مرحله‌اى مى‌رسند كه همه كارهايشان در راستاى عبادت و بندگى قرار مى‌گيرد و به قول باباطاهر «دائم در نمازند». آنها هيچ كارى كه عبادت يا در راستاى عبادت نباشد، انجام نمى‌دهند و تنها هدف آنان كسب رضاى خداست و در بالاترين مرحله «اعراض از لغو» هستند.
گفتنى است كه آنان كارهاى لازم براى زندگى از جمله خوردن، آشاميدن، خوابيدن و ... را انجام مى‌دهند، اما همه را به نيت قربت و در راستاى تحصيل رضاى خدا انجام مى‌دهند. براى مثال غذا مى‌خورند اما نه فقط براى لذّت بردن، بلكه به نيت استفاده از نعمت خدا و كسب توان و نيرو براى انجام وظيفه، همچنين سياحت مى‌روند براى رفع كسالت و خستگى و به دست آوردن نشاط و ديدن آيات خدا در جهان هستى. بدين ترتيب هر كارى كه آنها انجام مى‌دهند، بگونه‌اى در راستاى ذكر خدا و اطاعت اوست و از كارهايى كه در اين جهت نباشد، اعراض مى‌كنند.» همان طور كه امام على (ع) فرمود:
«كُلُّ قَوْلٍ لَيْسَ فيهِ لِلَّهِ ذِكْرٌ فَهُوَ لَغْوٌ» «٢» هر كلامى (يا كارى) كه در آن ذكر خدا نباشد، لغو است.
ج- انفاق مالى: زكات در اين آيه به معنى انفاق مالى است؛ نه زكات واجبى كه حكم آن در مدينه نازل شد. زكات دادن و از مال خود به فقرا بخشيدن، لازمه ايمان است؛ زيرا انفاق سبب دور كردن صفاتى چون بخل از انسان مى‌شود، انسان را به تكامل روحى رسانده و تنها به فكر خود بودن و مَنيّت، نجات بخشيده و به قرب الهى مى‌رساند، علاوه بر آن از جنبه اجتماعى نيز مى‌توان گفت، انسان به سعادت نمى‌رسد، مگر آنكه در اجتماع سعادتمندانه‌اى زندگى كند و زكات دادن سبب مى‌شود كه طبقات مختلف مردم در بهره‌مندى از مزاياى زندگى در سطوحى نزديك به هم قرار داشته باشند و بدين وسيله رسيدن جامعه به سعادت ميسّر باشد. «٣» نبايد از ياد برد كه انسان نمى‌تواند در