معارف قرآن (ج4)

معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٩

صفات برجسته مؤمنان‌ «قَدْ افْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ هُمْ فى‌ صَلوتِهِمْ خاشِعُونَ وَالَّذينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ وَالَّذينَ هُمْ لِلزَّكوةِ فاعِلُونَ وَالَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ الَّا عَلى‌ ازْواجِهِمْ اوْ ما مَلَكَتْ ايْمانُهُمْ فَانَّهُمْ غَيْرُ مَلُومينَ فَمَنِ ابْتَغى‌ وَراءَ ذلِكَ فَاولئِكَ هُمُ الْعادُونَ وَالَّذينَ هُمْ لِاماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ وَالَّذينَ هُمْ عَلى‌ صَلَوتِهِمْ يُحافِظُونَ اولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ الَّذينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فيها خالِدُونَ» (مؤمنون، آيات ١- ١١)
همانا مؤمنان رستگار شدند؛ آنها كه در نمازشان خاشعند و آنها كه از لغو رو گردانند و آنها كه زكات مى‌دهند و آنها كه حافظان عورت خويشند؛ مگر از همسران يا كنيزان خود كه در اين صورت ملامت نمى‌شوند. پس هر كس راهى جز آن بجويد، تجاوزگر است و آنان كه امانتها و پيمانشان را پاس مى‌دارند و آنها كه بر نمازهاى خود مواظبت مى‌كنند. تنها آنانند كه وارثانند و بهشت را به ارث مى‌برند و در آن جاويدانند.
پيوستگى ايمان با عمل‌ «ايمان» به معناى اعتراف و تصديق به چيزى و پايبندى به لوازم آن است. پس ايمان مركّب از دو مفهوم است: «تصديق» چيزى و «التزام» به لوازم آن. براى مثال، ايمان به خدا، انبيا و معاد كه تا حدودى با پيروى عملى همراه باشد، نه آنكه هيچ پيروى نداشته باشد. پس اعتقاد، به تنهايى ايمان نيست، مگر آنكه به لوازم آنچه بدان معتقد شده‌ايم، پايبند باشيم و آثار آن را بپذيريم؛ از اين رو اغلب در قرآن‌كريم، ايمان و عمل صالح در كنار هم ذكر شده‌اند.
گفتنى است كه ميزان التزام به لوازم ايمان، بستگى به قوّت ايمان و ريشه‌دار بودن آن در وجود و قلب انسان دارد. هر چه ايمان در قلب و روح انسان بيشتر رسوخ و نفوذ كرده باشد، او را بيشتر به عمل مناسب با آن بر مى‌انگيزد. از اين رو، ايمان زبانى و سطحى منشأ عمل صالح نمى‌شود.