معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٢
عمل نباشد، هيچ اثرى ندارد. اين استدلال صحيح است ولى نه بطور مطلق، زيرا آيه شريفه تنها در مقام بيان اين است كه اگر براى كسى ممكن بود ايمان بياورد و نياورد، يا براى كسى ممكن بود پس از ايمان آوردن، عمل صالح انجام دهد، ولى انجام نداد تا با مرگ مواجه شد ايمان او در موقع مرگ يا ديدن عذاب برايش مفيد نيست. اما كسى كه به ميل و اختيار ايمان آورد، ولى اجل مهلتش نداد كه عمل صالح انجام دهد و در حال ايمان كسب خيرى بنمايد، آيه شريفه متعرض حال او نيست، بلكه بر عكس دلالت و يا دست كم اشعار دارد بر اينكه ايمان نافع، آن ايمانى است كه اولًا از روى اختيار و ميل باطنى باشد نه اينكه ديدن مرگ و يا عذاب او را ناچار به اظهار ايمان كرده باشد و ثانياً آن ايمان را گناهان تباه نساخته باشد.»» پس نتيجه مىگيريم كه عمل بدون ايمان، مفيد نيست، چنان كه ايمان بدون عمل (جز در مواقع استثنايى) نيز مفيد نمىباشد و تنها راه نجات، ايمان و عمل صالح است.
مژده از آنجا كه مؤمنان معمولًا بر اثر غفلت و ناآگاهى و غلبه هوا و هوس، مرتكب گناهانى شده و توفيق انجام همه اعمال صالح را نمىيابند، خداوند به فضل و رحمت خود به آنان تخفيفمىدهد و با فراخواندن آنان به توبه و دادن اجازه شفاعت، آنان را بهبخشيدهشدن اميدوار مىسازد. از سوى ديگر در اين آيه مىفرمايد: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ ...» هر كس مقدارى از اعمال نيك را به جا آورد، سعى و تلاشش از بين نخواهد رفت و ...» با اين جمله نويدمىدهد كه مؤمنىكه مقدارى از اعمالصالح را انجامدادهباشد، اهلنجاتاست. «٢» صالحان، وارثان زمين «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْارْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصَّالِحُونَ» (انبيا، آيه ١٠٥)
ما در زبور- پس از تورات- نوشتيم كه اين زمين را بندگان صالح من به ارث خواهند برد.