معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٦
در بخش وسيعى از اين سوره به بحث پيرامون توحيد پرداخته و با آوردن نمونههايى از خلقت مقتدرانه خداى متعال از مشركان مىخواهد كه اگر در مورد بتپرستيشان دليل روشنى دارند، ارائه كنند. در اين قسمت، عقيده مشركان پيرامون فرزند داشتن خدا را، نيز نفى مىكند.
فراز بعدى سوره را به استهزاى مشركان در برابر دعوت پيامبران، اختصاص داده و به پيامبر اسلام توجه مىدهد كه دعوت او نيز همانند ديگر پيامبران، مورد استهزاى مشركان قرار مىگيرد.
داستان دعوت موسى و هارون، دعوت ابراهيم از مردم براى ترك بتپرستى و سپس مبارزه عملى او با بتپرستان، نجات ابراهيم، لوط، نوح و ديگر پيامبران بوسيله امدادهاى الهى از نمونههاى زندگى پيامبران در اين سوره مىباشد.
خداى متعال در نتيجهگيرى كلّى، از داستان پيامبران، همه آنها را امت واحدى محسوب كرده و خود را پروردگار جهانيان معرفى مىكند و از بندگانش مىخواهد كه او را عبادت كنند.
در آخر سوره، علاوه بر تأكيد بر نبوّت پيامبر اسلام براى همه جهانيان، مردم را به دو دسته تقسيم مىنمايد؛ عدّهاى كه دست از بتپرستى بر نداشته و سرانجام كارشان دوزخ است و عدّهاى كه خداوند به وسيله اعمال نيكشان، آنها را در بهشت نعمت خواهد داد و سوره را همانند ابتداى آن با تهديد مشركان به پايان مىبرد.
غفلت از حساب «اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فى غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ» (انبيا، آيه ١)
حساب مردم به آنان نزديك شده، در حالى كه در غفلتند و روى گردانند! در اين آيه از فعل ماضى بجاى فعل مضارع براى بيان نزديك شدن روز حساب استفاده شده است تا بدينوسيله، قطعى بودن وقوع آن روز را يادآور شود.
مفسران در مورد چگونگى نزديك شدن قيامت، سخنانى دارند، از جمله اينكه: