معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٨
بنابراين، شفاعت سبب مستقل نيست، بلكه مكمّل و متمّم سبب است، يعنى در همه جا تأثير ندارد، بلكه فقط براى كسانى است كه سبب و زمينه براى رسيدن به كمال و خير يا درامان ماندن از عذاب و شر را داشته باشند، ولى اگر طالب شفاعت، هيچ لياقتى براى رسيدن به آن كمال و هيچ موجب نقصى براى در امان ماندن از آن عذاب را نداشته باشد، شفاعت شامل حال او نمىشود، مثل اينكه يك فرد عادى كه نه سواد دارد و نه استعداد، بخواهد با توسل به شفاعت، دانشمندى برجسته شود و يا يك بنده ياغى كه از مولايش اطاعت نكرده، بخواهد با توسل به شفاعت، مورد عفو مولا قرار گيرد. در اين موارد، شفاعت سود ندارد «١»؛ به عبارت ديگر، شفاعت براى كسى است كه ايمان به خدا داشته و بعضى از كارهاى صالح را انجام داده است. اين ايمان و كارهاى صالح او، سبب ناقص است، او به شافعان متوسل مىشود تا شفاعت آنها را ضميمه ايمان ناقص خود كند و به درجات بالاتر نايل شود، ولى كسى كه از ايمان و عمل صالح بهرهاى نداشته، چيزى ندارد تا شفاعت را ضميمهاش كند.
اثبات شفاعت بعضى از آيات قرآن، شفاعت را بطور كلى نفى مىكند، از جمله:
«وَاتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزى نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ» «٢» بترسيد از روزى كه كسى مجازات ديگرى را نمىپذيرد و نه از او شفاعتى پذيرفته مىشود.
«يَوْمٌ لا بَيْعٌ فيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ» «٣» روزى كه در آن نه خريد و فروشى هست و نه دوستى و نه شفاعتى.
اين آيات و آيات مشابه «٤» در مقام ردّ پندار و توهم مشركان است. آنان گمان مىكردند كه نظام آخرت نيز مانند نظام دنياست كه بتوان با توسل به رشوه، پارتى و ديگر اسباب، از كيفر رهيد و از اين رو «ربّ النوعها» و مظاهر آنان، يعنى بتها را مىپرستيدند تا در قيامت شفيع آنان باشد. اين آيات با صراحت و قاطعيت تمام، شفاعت همه كسانى را كه