معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٧
حضرت موسى (ع) گويا فكر كرد كه منظور، سؤال از خواص آن است، چون معمول است كه هرگاه كه از امر واضحى سؤال شود كه انتظار ندانستن آن نمىرود، در پاسخ به ذكر اوصاف و خواص آن مىپردازند، بدين جهت موسى (ع) در پاسخ، به بيان اوصاف و خواص عصايش پرداخت.
يكى از وجوهى كه براى جواب طولانى حضرت موسى (ع) بيان شده، عبارت است از تناسب و اقتضاى مقام، يعنى حضرت موسى در مقام خلوت و گفتگو با محبوب بود و اين مقامى است كه با تفصيل و شرح كلام سازگار است؛ هر چه كلام، طولانىتر باشد، مدّت مكالمه بيشتر و لذّت آن گواراتر است. «١» حضرت موسى (ع) مايل بود با محبوبى كه براى اوّلين بار او را به حضور پذيرفته و با او به سخن پرداخته، بيشتر سخن بگويد، بدين جهت به برشمردن آثار عصا پرداخت.
موسى عليهالسلام، اين سرّ نهفته، يعنى لذت گفتگو با محبوب را در جاى ديگرى از مناجاتش فاش ساخت، هنگامى كه خدا از موسى عليهالسلام پرسيد كه چرا در آمدن به كوه طور از قوم خود پيشى گرفتى؟ او در پاسخ، عشق مناجات و كسب رضاى حق را دليل آورد كه او را اين چنين بىقرار ساخته و آتش در خرمن وجودش افكنده است. او گفت: «وَ عَجِلْتُ الَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى».
شيوه تبليغ «فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ اوْ يَخْشى» (طه، آيه ٤٤)
با او به نرمى سخن گوييد، شايد پند گيرد يا بترسد.
اين آيه به ما مىآموزد كه براى نفوذ در دل ديگران، از چه راهى بايد وارد شد و چگونه با افراد لجوج و لجام گسيختهاى چون فرعون، برخوردى جهتدار و ارشاد كننده داشت.
هر مكتبى بايد جذبه منطقى داشته باشد و كسى كه داعيه رهبرى آن را بر عهده دارد، بايد از سعه صدر، منطق قوى و دليل متين و روشن برخوردار باشد، چه در حدّ رسالت،