معارف قرآن (ج4)

معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨

كارهايى كه توانايى شكيبايى در برابر آنها را نداشتى. «١» حضرت موسى (ع) در جستجوى معلّم بزرگ‌ در اين باره ابن عباس از پيامبر (ص) چنين نقل مى‌كند:
يك روز موسى در ميان قوم بنى‌اسرائيل مشغول خطابه بود، كسى از او پرسيد در روى زمين چه كسى از همه اعلم است، موسى گفت: كسى عالمتر از خود سراغ ندارم. در اين هنگام به موسى وحى شد كه ما بنده‌اى داريم در مجمع البحرين از تو دانشمندتر است. در اينجا موسى از خدا تقاضا كرد كه به ديدار اين مرد عالم نايل گردد و خدا راه وصول به اين هدف را به او نشان داد. «٢» حضرت موسى (ع) به همراه فردى ديگر به نام يوشع بن نون- مرد رشيد و شجاع و با ايمان بنى‌اسرائيل- براى يافتن فرد عالم به سوى مجمع البحرين به راه افتادند. سرانجام او را پيدا كردند و خداوند از آن چنين ياد مى‌كند.
«فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا اتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً» پس بنده‌اى از بندگان ما را يافتند كه او را مشمول رحمت خود ساخته و علم و دانش قابل ملاحظه‌اى تعليمش كرده بوديم.
گرچه قرآن از او به اسم نام نمى‌برد، ولى از روايات متعدد چنين بر مى‌آيد كه اين مرد عالم، حضرت «خضر» بوده است و از تعبير «مِنْ لَدُنَّا» چنين استفاده مى‌شود كه علم او يك علم عادى نبوده، بلكه آگاهى از قسمتى از اسرار جهان و رموز حوادثى كه تنها خدا مى‌داند بوده است. «٣» ادب شاگرد و استاد