معارف قرآن (ج4)

معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣

كفر عملى‌ از ظاهر آيات چنين بر مى‌آيد كه اين ثروتمند مغرور، مشرك و بت‌پرست اعتقادى نبوده است، او برخلاف مشركان ربوبيت خدا را باور داشت و منكر قيامت هم نبود، بلكه دلبستگى به مظاهر دنيا او را از خدا غافل كرده و به استكبار كشاند. بحدى كه خيال جاودانگى به ذهنش خطور كرده و قيامت را هم بعيد شمرد. بسيارى از مسلمانان ثروتمند و قدرتمند نيز به‌ثروت و قدرت‌خويش مغرورشده و مى‌پندارند، با ثروت وقدرت براى‌خويش جاودانگى تحصيل مى‌كنند و نور چشمى درگاه خدايند و از ديگران برترند و اين همان‌طغيان و استكبارى است كه مال و فرزند و قدرت براى انسانهاى تربيت‌نشده به ارمغان مى‌آورد.
ستم بر خويش‌ اين شرك، استكبار، خدا فراموشى و فخر كردن بر ديگران و كوچك شمردن آنان ظلم به نفس است و ساحت عظمت كبريائى، برتر از آن است كه كسى بتواند با انكار او يا با ارتكاب نواهى و ترك اوامر خدا به او ظلم كند. انسان با طغيان در برابر خدا و نيز ظلم به ديگران، در حقيقت فقط به خودش ظلم مى‌كند، چون خدا مظلوم واقع نمى‌شود و نتيجه ستم به مردم نيز بطور مستقيم به خود ستمكار برمى‌گردد؛ زيرا با ستمى كه مرتكب مى‌شود صفات خدا پسندانه و برجسته خود را از دست مى‌دهد، خانه آخرت و ابدى خود را ويران نموده، از خداى تبارك و تعالى فاصله مى‌گيرد و تنها كارى كه در مورد ديگران مى‌تواند انجام دهد اين است كه به امور مادى و دنيوى آنها صدمه بزند، ولى قدرت اينكه ايمان و اعتقاد آنها را خدشه‌دار كند، ندارد و در آخرت نيز بايد خسارت اين لطمه دنيوى را بر دوش بكشد و از اين روست كه قرآن شريف مى‌فرمايد:
«وَ لا يَحيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ الَّا بِاهْلِهِ» «١» حيله‌گريهاى زشت فتنه‌انگيز تنها دامن خودش را مى‌گيرد.