معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٣
«خدايا! پيروان من اين قرآن را ترك گفتند.» تعبير (يا ربِّ) كه آهنگ نيايش دارد و در مقام دعا و نفرين و اظهار دادخواهى به كار مىرود، بيانگر اين است كه پيامبر (ص) مانند كسى كه حقش را گرفته باشند، براى كمك و چارهجويى در پيشگاه خداوند ايستاده و خدا را گواه مىگيرد كه او هرگز در راه اجرا و زنده كردن قرآن كوتاهى نكرده است، ولى مردم آن همه زحمت را ناديده گرفتند. «١» اين شكايت پيامبر (ص) خواه در دنيا باشد- چنان كه فعل ماضى (قال) و آيات بعدى دلالت دارد» خواه در آخرت- چنان كه سياق آيات نشان مىدهد «٣» و چه در هر دو باشد (در دنيا به صورت اصيل و در آخرت به صورت تجسم يافته) نمايانگر سوز دل و حسرت عميق پيامبر (ص) از كنارهگيرى مسلمانان از قرآن كريم مىباشد و هشدارى است به امت اسلامى كه قرآن را به صحنه زندگى بياورند.
مراتب مهجوريت چنان كه پيوند با قرآن داراى درجات مختلف است، ترك آن نيز مراتبى دارد. دقت در زندگى مسلمانان اين حقيقت را روشن مىسازد كه همه مردم در ترك قرآن يكسان نيستند، برخى آن را در ظاهر مىپذيرند و در باطن، كافرند و ايمان منافقانه دارند، برخى براستى آن ايمان دارند، به آن گوش فرا مىدهند و خوب مىخوانند، ولى در معانى آن تدبر نمىكنند و معارف بلند آن را در نمىيابند.
برخى ديگر آن را به عنوان نخستين پايه تشريع و قانونگذارى مىدانند، ولى تحليل و تحقيق آياتش را ترك مىكنند. عدهاى آن را اساس زندگى خويش قرار نمىدهند، در حالى كه مىدانند «قرآن پيروانش را به استوارترين راهها هدايت مىكند». «٤» عدهاى آن را قديمى و وابسته به دوران گذشته قلمداد مىكنند و در جهان پيشرفته بىاثر مىدانند و در قوانين اجتماعى به مكتبهاى سياسى و فلسفى بيگانگان رو مىآورند. مهمتر از همه گاهى