معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٩
اطاعت كرديم. اينان رستگارانند و كسانى كه از خدا و پيامبرش فرمان مىبرند و از خدا مىترسند و پرهيزكارى مىكنند، رستگارانند.
اطاعت عملى پذيرفتن يك مكتب به معناى پذيرفتن عملى تمام برنامههاى آن است؛ كسى كه دين و آيينى را بر مىگزيند، بايد به كليه دستورات آن تن در دهد و هيچگاه با آن به مخالفت برنخيزد. قرآن اينگونه كسان را مؤمنان واقعى مىشمرد، ولى كسانى را كه بظاهر اسلام را پذيرفتهاند، ولى در عمل تسليم احكام آن نشدهاند، افراد منافق، بيمار و سست ايمان معرفى مىكند. آنها با بىاعتنايى به آنچه كه در زبان و عقيده پذيرفتهاند، نه تنها ضعف و نفاق خود را به نمايش مىگذارند، بلكه نظم عمومى جامعه را نيز از بين مىبرند.
قرآن نمونهاى از اطاعت و انضباط عملى مؤمنان را بازگو نموده و آن را با عمل منافقان مقايسه كرده است و آن پذيرش داورى پيامبر اسلام (ص) است. از نظر قرآن اين اصل، محك ايمان و معيار خوبى است كه مىتوان با آن مؤمنان واقعى را از مؤمنان ظاهرى بازشناخت؛ زيرا از آنجا كه منافقان، مؤمنان بىبند و بار و بىتوجه به شؤون دينى، و مؤمنان دو دل- كه از آنها به مؤمنان ظاهرى تعبير مىشود-» افراد مصلحت انديشند و منافع و مقاصد شخصى را بر مصالح دين و جامعه ترجيح مىدهند و حتى در محاكم قضائى هم تنها مصالح خود را، ملاك داورى عادلانه مىدانند، از اين رو، هر گاه براى حلّ و فصل اختلافات از آنها دعوت مىشود كه نزد پيامبر بروند و هر چه او حكم كرد، بپذيرند، سرپيچى مىكنند و اگر بفهمند داورى پيامبر (ص) به نفع آنها تمام خواهد شد، از آن استقبال مىكنند و به حكم او خاضعانه گردن مىنهند، ولى مؤمنان راستين كه به رستگارى بزرگ مىانديشند و پيروى از حق را بر خودمحورى مقدم مىدارند، هرگاه براى رفع اختلاف مابينشان نزد پيامبر (ص) دعوت مىشوند، «سمعاً و طاعةً» مىگويند و قضاوت او را با جان و دل مىپذيرند، چه به ضرر آنها باشد و چه به نفعشان.