معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٥
كه از درخت پر بركت زيتونى گرفته شده كه نه شرقى است و نه غربى. روغنى (كه ازشدت صافى و مرغوبى) نزديك است نور دهد، گرچه آتش بدان نرسد، نورى بالاى نور و خداوند هر كه را بخواهد به نور خويش هدايت مىكند و اين مثلها را براى مردم مىزند و به هر چيز داناست.
مشكوة محفظهاى است كه در ديوار خانه مىسازند تا چراغ يا اثاث خانه را در آن قرار دهند. مصباح به معناى چراغ و كوكب درّى به معناى ستاره پرنور است. زجاجه هم به معناى شيشه و در اينجا مقصود، شيشهاى است كه روى چراغ مىگذارند تا چراغ، هم بهتر بسوزد و هم جريان هوا و باد، آن را خاموش نكند و نورش ثابت بماند.
منظور آن قسمت از اين آيه كه مىفرمايد روغن اين چراغ از درخت زيتونى گرفته شده كه نه شرقى است و نه غربى، آن است كه اين درخت زيتون نه در جايى است كه فقط صبحها آفتاب بر آن بتابد و عصرها در سايه باشد و نه در جايى كه فقط عصرها آفتاب بر آن بتابد و صبحها در سايه باشد. براى مثال، كنار درخت بزرگ يا ديوار بلندى نيست، بلكه در وسط باغ است و از هنگام طلوع تا غروب در معرض آفتاب است، در نتيجه روغن گرفته شده از ميوه آن در نهايت صافى و مرغوبى است و بخوبى مىسوزد. «١» نور بودن خدا نور، چيزى است كه اجسام را روشن و قابل ديدن مىسازد. نور لطيفترين موجود جهان مادّه و سرعت آن بالاترين سرعتها و آثار آن بيش از هر چيز ديگر است، بطورى كه مىتوان گفت: سرچشمه همه موهبتها و بركات مادّى است.
نور مايه پيوند پديدهها و نشانه حيات است. نور واقعيّتى است كه روشنايى، از آن جداشدنى نيست، يعنى نمىتوان نورى تصوّر كرد كه روشن نباشد و تاريك و ظلمانى باشد، چون نور، هم خودش ظاهر و روشن است و هم اشياى ديگر را ظاهر مىسازد، بدين جهت به چيزهايى كه اشياى ديگر را نمايان و هويدا مىسازند، چون حواسّ و عقل، نور گفته مىشود. «٢» هستى يافتن يك چيز سبب ظهور آن، براى ديگران است و هستى، در حقيقت نمونه