معارف قرآن (ج4) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٢
است و زن شكارچى، همچنان كه از نظر تصرف جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچى. ميل زن به خودآرايى از حس شكارچيگرى او ناشى مىشود. زن به حكم طبيعت خاص خود، مىخواهد دلبرى كند و مرد را دلباخته و در دام علاقه خود گرفتار كند، از اين رو، انحراف برهنگى از انحرافهاى مخصوص زنان است و دستور پوشش نيز براى آنان مقرر شده است. «١» سيماى حقيقى حجاب حقيقت اين است كه در مورد مسأله حجاب، سخن در اين نيست كه آيا زن خوب است پوشيده در اجتماع ظاهر شود يا عريان؟ بلكه روح سخن اين است كه آيا بهرهگيرى از زن بايد آزاد باشد يا خير؟ آيا مرد بايد حق داشته باشد كه از هر زنى و در هر محفلى بيشترين بهره- جز زنا- را ببرد يا نه؟ اين مسأله كه توسط مخالفان با لحن دلسوزانهاى مطرح مىشود كه «آيا زن، بهتر است آزاد باشد يا محكوم و اسير و در حجاب؟» يك «مغالطه و فريب» است. روح مسأله چيز ديگرى است و آن اينكه آيا مرد بايد در بهرهكشى جنسى از زن، جز از جهت زنا، آزادى مطلق داشته باشد؟ يعنى در اين مسأله، ذى نفع مرد است نه زن يا دست كم نفع مرد بيشتر است. اسلام طرفدار آزادى بهرهبردارى جنسى نيست و آن را فقط در محيط خانه و مختص زن و شوهر مىداند و حجاب براى جلوگيرى از اين بهرهبردارى نامشروع و غير صحيح است. «٢» فلسفه حجاب استاد شهيد مرتضى مطهرى فلسفه پوشش در اسلام را چنين بيان كرده است:
فلسفه پوشش اسلامى به نظر ما چند چيز است. بعضى از آنها جنبه روانى دارد، بعضى جنبه خانوادگى، بعضى جنبه اجتماعى و بعضى ديگر مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيرى از ابتذال او.
از جنبه روانى، نبودن حريم ميان مرد و زن و آزادى معاشرتهاى بىبندوبار، هيجانها و التهابهاى جنسى را فزونى مىبخشد و چون غريزه جنسى، غريزهاى نيرومند، عميق و دريا معارف قرآن (ج٤) كد ٤/٢٢٠ ١٢٢ استخلاف يك سنت الهى ص : ١٢١