اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٦٠
انگيزهها هدف منافق، چيزى جز دنيا طلبى، ثروتاندوزى، شهوترانى و جاهطلبى نيست و او با تزوير و دورويى و به قول معروف «گندمنمايى و جو فروشى» در صدد دست يافتن به اين اهداف پليد است و چون از راه صحيح و مشروع، قادر به تأمين آنها نيست و يا به يافتههاى خود قانع نمىشود، به «نفاق» چنگ مىزند؛ انگيزههاى اين كار شيطانى، دو نيروى مذموم و حيوانى زير مىتواند باشد؛ الف- اگر از روى ترس و بزدلى و به اصطلاح، عقده حقارت و خود كمبينى، دست به دورويى بزند، سبب اصلى آن، تفريط و فروكشى بىحدّ «قوّه غضب» است، چنان كه اگر به خاطر جاهطلبى و زيادهروى، چنين كند، سبب آن، افراط در اين قوّه است.
ب- اگر به انگيزه ثروتاندوزى، سر كيسهكردن مردم و شهوتپرستى باشد، سبب اصلى آن، «قوّه شهوت» است. «١» امام على عليهالسلام، انگيزه نفاق را در يك كلام حكيمانه، چنين بيان مىكند:
«نِفاقُالْمَرْءِ مِنْ ذُلٍّ يَجِدُهُ فى نَفْسِهِ» «٢» منشأ نفاق شخص، ذلّتى است كه در خويش، احساس مىكند.
بر اين اساس، انسان معتدل، سالم و با شخصيت، همواره تلاش مىكند تا نيازهاى خويش را از راههاى مشروع و معقول تأمين كند، بگونهاى كه هويت انسانى خود را حفظ نمايد؛ اگر كسى در وادى نفاق، گام نهاد، بطور قطع دچار بيماردلى گشته و اسير خوى حيوانى و هواى شيطانى شده است.
ريشهها درخت بدبار نفاق را ريشههاى هرزه و پليدى تغذيه مىكنند و بر پا نگه مىدارند؛ ريشههايى كه وجود هر يك از آنها نيز به تنهايى براى دل انسان، خطرناك و زيان آفرين