اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٣٩
«مَنْ كانَ يُريدُ الْحَيوةَ الدُّنْيا وَ زينَتَها ... اولئِكَ الَّذينَ لَيْسَ لَهُمْ فِى الْآخِرَةِ الَّا النَّارُ ...» «١» هر كس، طالب زندگى دنيا و زينت آن باشد ... اينان كسانى هستند كه در آخرت، سهمى جز دوزخ نخواهند داشت.
راه درمان با توجّه به بخشهاى گذشته، ترديدى باقى نمىماند كه جاه طلبى، بيمارى خطرناكى است كه سعادت دو سرا را به يغما مىبرد و زمينه پيدايش و رشد آن در ميان سياستمداران آمادهتر است، از اين رو بر همگان، بويژه نامبردگان، فرض است كه مواظب نفس امّاره باشند كه به رياست طلبى مبتلا نگردند و اگر- خداى نخواسته- آلوده گشتهاند، به درمان آن همّت گمارند. به نظر ما، دو راه، تئورى و عملى، براى بهداشت و درمان اين رذيله خانمانسور، مؤثّر است كه در پى مىآيد. آيا شما هم راهى به نظرتان مىرسد؟
الف- تئورى جاه طلب نخست بايد بينديشد كه اگر بر فرض، در كوتاه مدّت نيز به آرزوى خويش برسد و چند صباحى در ديدگان مردم جلوه كند، در نهايت، قدرت پوشالى و ظاهرى او رو به افول گذاشته، بطور قطع، زوال خواهد يافت. در آن زمان تنها وزر و وبال و پيامدهاى ناهنجار جاه طلبى بر دوشش سنگينى خواهد كرد، چرا كه با پرداختن به سراب قدرت و شوكت كاذب و خيالى، از تكامل واقعى و كسب كمالات روحى و انسانى بازمانده و نقد هستى را در برابر متاعى پوچ به تاراج داده است. به نوشته امام راحل (ره):
... نفس رياست طلب، اگر قطرى را در زير پرچم اقتدار درآورد، متوجّه قطر ديگر گردد و اگر تمام كره زمين را در تحت سلطنت درآورد، ميل آن كند كه پرواز به كرات ديگر كند و آنها را متصرّف [گردد] ولى بيچاره نمىداند فطرت، چيز ديگر را طالب است؛ عشقِ جبلّىِ فطرى، متعلّق به محبوبِ مطلق است، تمام حركاتِ جوهرى و طبيعى و ارادى و جميع توجّهات قلبى