اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١١٣
بسيارى از اهل كتاب، از روى حسد- كه در وجود آنها ريشه دوانده- آرزو مىكنند كه شما را، بعد از اسلام و ايمان، به حال كفر بازگردانند.
بر اين اساس، بر همه دلسوختگان مكتب انسانساز توحيد، بويژه مسؤولان، فرض است كه در همه برنامههاى خرد و كلان مملكت اسلامى، به فرهنگ اصيل و حياتبخش اسلام عنايت كافى داشته باشند و آن را اصل خدشهناپذير و فراگيرى بدانند كه چون رشتهاى ناگسستنى، قوام، وحدت، انسجام، پويايى و قدرت نظام را حفظ خواهد كرد و نقشهها و توطئههاى دشمنان را به يأس و نوميدى، تبديل خواهد نمود.
ويژگيهاى فرهنگ اصيل ١- جامعيت با توجه به اينكه، فرهنگ، با نوع انسان سر و كار دارد و درصدد قوام بخشيدن به زندگى آدمى است، بايد بگونهاى جامع و فراگير باشد كه همه انسانها را با هر رنگ و نژادى زير پوشش بگيرد و خواستههاى بحق آنان را اشباع كند و اسلام، در تئورى و عمل از چنين خصوصيتى برخوردار است؛ مخاطب اصلى پيامهاى قرآن، «انسان» است و فرازهاى «يا ايهاالانسان» و «يا ايها الناس» در لا به لاى آن كم نيست و پيامبرش با دو رسالت «كافّة للنّاس» «١» و «رحمة للعالمين» «٢» مبعوث گشته است.
در ميدان عمل نيز، فرهنگ اسلامى، در قرن نخست پيدايش خود بر بخش اعظم دنياى آن روز، چيره شد و امروزه نيز كمتر منطقهاى را در نقشه جغرافياى جهانى مىتوان يافت كه از پيروان اسلام تهى باشد و اين موضوع، بُعد ديگر جامعيت، يعنى ماندگارى و جاودانگى را نيز در پى دارد كه اسلام، مدّعى آن نيز هست.
٢- سرشارى و بىنيازى فرهنگ اصيل، بايد تمام زوايا و ابعاد گوناگون زندگى بشرى را پر كند و خواستههاى