اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١١٤
فطرى و غرايز طبيعى او را بگونهاى معقول، ارضا نمايد؛ ميان او و پروردگارش از يكسو و بين او و پديدههاى اطرافش از سوى ديگر ارتباط برقرار سازد و تكامل مادّى و تعالى روحى او را تضمين كند. روشن است كه اگر فرهنگى غنى و پربار نباشد يا در بستر تربيت و آموزش خويش به فرهنگهاى ديگر محتاج باشد، از عهده ايفاى مسؤوليت خود، برنخواهد آمد.
خوشبختانه اسلام، از اين ويژگى برخوردار است، امام صادق عليهالسلام پيرامون رهبرى معصوم مىفرمايد:
«انَّ الْارْضَ لا تُتْرَكُ الَّا بِعالِمٍ يَحْتاجُ النَّاسُ الَيْهِ وَ لا يَحْتاجُ الَى النَّاسِ ...» «١» زمين هيچ گاه بدون عالِمى كه مردم بدو نياز دارند و او به مردم نياز ندارد، رها نمىشود.
قرآن نيز، درياى عميق و بيكرانى است كه هر نابغه و دانشمندى را از زلال خويش سيراب مىكند، ولى كسى جز معصوم به اعماق آن راه نخواهد برد و به آن سوى ساحلش، ره نخواهد سپرد.
٣- جاودانگى يك فرهنگ اصيل و واقعى، ريشهدار و جاودان نيز هست، همان گونه كه فرهنگهاى سطحى و بىريشه، زدودنى و نابود شدنى است:
«كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْباطِلَ فَامَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ امَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِى الْارْضِ ...» «٢» اين چنين خداوند، حق و باطل را مَثَل مىزند؛ اما كف (روى آب) نابود مىشود، ولى آنچه به سود مردم است، در زمين پايدار مىماند.
و خداوند چنين تضمينى را در مورد اسلام و قرآن داده است. «٣» علاوه بر اينكه معمارى اين دين حنيف از چنان استحكام و دقّتى برخوردار است كه هرگز در برابر