اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٠
اى مردم از حضرت آدم، مرد يا زنِ برده متولد نشده است و همه مردم، آزادند.
«لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ فَقَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً» «١» بنده ديگرى نباش كه خدا تو را آزاد آفريده است.
ويژگى پيامبران همه فرستادگان الهى- بدون استثنا- احياگرانى بودند كه با دريافت وحى، وضع نابسامان زمان خويش را تغيير دادند و جامعه را از جهل و بدبختى نجات بخشيدند.
چنين كارى جز در سايه روحيه آزادگى و استقلال فكرى آنان، امكان پذير نبود. آنان بدون وابستگى به قطبهاى قدرت و خداوندگان زر و زور و تزوير، در كمال رشادت و آزادگى، آنچه را از طريق وحى، دريافت مىكردند، در جامعه انتشار مىدادند و به كار مىبستند و هرگز تحت تأثير غوغا سالارى، جنگ روانى و جو سازى نا بخردان و زورمداران قرار نمىگرفتند و راز موفقيت و جاودانگى آنان نيز در همين نكته، نهفته است.
تا كسى انديشه خويش را سامان نبخشد و كشور دل را مستقل نسازد، امكان ندارد بتواند استقلال و آزادى را به ارمغان آورد و ملّت و كشورى را آزاده و مستقل سازد.
اهميّت اين موضوع آنگاه روشنتر مىشود كه بدانيم، همه جبهههايى كه در برابر پيامبران گشوده مىشد، تلاش مىكردند، نخست، روحيه استقلال طلبى آنان را خدشهدار كنند و سپس شيرازه نهضتشان را از هم بپاشند. از اين رو، پيامبران را بر سر دو راهى ذلّت و وابستگى، و اخراج و آزار و كشتار مخيّر مىساختند:
«وَ قالَ الَّذينَ كَفَروُا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ ارْضِنا اوْ لَتَعُودُنَّ فى مِلَّتِنا ...» «٢» كافران به پيامبرانشان گفتند: يا از سرزمين خويش اخراجتان مىكنيم، يا بايد به آيين ما بازگرديد.
مستكبران نيز چنين پيشنهادى را با فرستادگان الهى مطرح مىكردند: