اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٧٨
ضدّ آنها چيدند- حضور همه جانبه در ميدانهايى بود كه به سود اسلام و مسلمانان مىانجاميد و حضور آن فرزانگان معصوم در كنار خلفا و رفتو آمدشان به دربار پادشاهان ستمگر نيز در همين چارچوب قابل توجيه است، چنان كه حضرت على عليهالسلام استراتژى حضور و سكوت خويش را در چند جمله چنين توجيه مىكند:
شما قطعاً مىدانيد كه من از هر كس ديگر به خلافت شايسته ترم [با اين وصف عثمان را انتخاب مىكنيد] به خدا سوگند تا امور مسلمانان رو به اصلاح باشد، و تنها بر من ستم رود، از خلافت، دست مىكشم ... «١» به همين دليل، تاريخ هيچ گونه بىتفاوتى، منفىبافى و جوسازى برضد خلفا، از آن حضرت به ياد ندارد، بلكه برعكس، همواره براى آنان خيرانديشى مىكرد، علم سرشار خويش را در اختيارشان مىنهاد و از هر گونه رايزنى و مشورت با آنان دريغ نمىكرد، گر چه همواره بر مواضع اصولى خويش پايبند بود و تسليم جريانهاى انحرافى نشد و آنان را تأييد نكرد.
د- نكوهش بىتفاوتى به همان نسبت كه حضور در صحنه، امرى ضرورى، مورد رضاى خدا و برگرفته از سخن و سيره اولياى الهى است، بىتفاوتى، منفىبافى و انزوا طلبى، نكوهيده و محكوم است، حتى گاهى بىتفاوتى بحدّى مىرسد كه شخص را از زمره مسلمانان و از مرز اسلام خارج مىسازد، خواه اين بىتفاوتى در امور اجتماعى، سياسى و نظامى صورت پذيرد يا در كارهاى اقتصادى، فرهنگى و مانند آن.
رهبر عظيمالشأن اسلام، حضرت محمّد صلّىاللهعليهوآله، در يك ترسيم كلى از شخص بىتفاوت مىفرمايد:
«مَنْ اصْبَحَ لا يَهْتَمُّ بِامُورِ الْمُسْلِمينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ» «٢» كسى كه روز را بدون اهتمام به كار مسلمانان سپرى كند، مسلمان نيست.