اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٧٦
پاسدارى نماييد و در راه آن- كه نعمتى عظيم الهى و امانت بزرگ خداوندى است- كوشش كنيد و از مشكلاتى كه در اين صراط مستقيم پيش مىآيد نهراسيد.» «١» ج- سيره اوليا اولياى الهى- اعم از پيامبران، اوصيا، صدّيقان، صالحان وشهيدان- همواره در متن مسائل اجتماعى قرار داشتند و با تمام وجود در بهينهسازى همه جانبه جامعهاى كه در آن زندگى مىكردند، مىكوشيدند، بطور مثال:
- حضرت نوح عليهالسلام ٩٥٠ سال مردم را به دين الهى دعوت كرد؛ امّا آنان او را تكذيب كردند، آزار رساندند و حتى مورد استهزا قرار دادند، ولى آن فرستاده خدا هيچگاه صحنه را خالى نكرد، قرآن مجيد در چندين سوره، حضور فعّال و خستگىناپذير اين پيامبر سترگ را بيان كرده سوره (٧١) را نيز بدو اختصاص داده است.
- حضرت ابراهيم عليهالسلام نيز از پيامبران اولواالعزم بود كه از سنين جوانى پا به عرصه حقطلبى نهاد و بدون هيچگونه بيم و هراس به ترويج آيين توحيد پرداخت، عنوان قهرمانى بتشكنى را از آنِ خود ساخت، عارفانه در ميان خرمن آتش نمروديان نشست، ولى از تلاش و فعاليت باز نايستاد.
- حضرت موسى عليهالسلام نيز در راه دعوت به سوى خدا هر گونه مشقتى را به جان خريد، با فرعونيان، قارون و سامرى در سه جبهه زور و زر و تزوير جنگيد، ولى هرگز يك قدم عقبنشينى نكرد و لحظهاى در ادامه راه ترديد به خود راه نداد. او حتى در برابر عناصر سست پيمان داخلى كه به او گفتند: «فَاذْهَبْ انْتَ وَ ربُّكَ فَقاتِلا انَّا ههُنا قاعِدُونَ» «٢» صحنه را خالى نكرد و با استوارى گفت:
«... رَبِّ انّى لا امْلِكُ الَّا نَفْسى وَ اخى فَافْرُقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَا لْقَوْمِ الْفاسِقينَ» «٣» پروردگارا! من تنها اختيار خود و برادرم را دارم، ميان ما و اين جمعيت تبهكار جدايى بيفكن.