اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٥١
٥- راز دارى راز ياسرّ به معناى هر چيزى است كه بايد از ديگران پنهان داشت يا به افراد مخصوص گفت. «١» مراد از «ديگران» در تعريف بالا ممكن است همه مردم يا قشر خاصّى باشند، چنان كه ممكن است دوست يا دشمن، آشنا و غريب، مرتبط به موضوع يا غير مرتبط باشند. اگر راز، پنهان داشته شود، اين عمل را رازدارى گويند و اگر برملا شود. «افشاگرى» نام دارد.
رازدارى در آينه دين و خرد عقل و شرع، اتفاق نظر دارند كه رازدارى بويژه در كارهاى مهم سياسى، اجتماعى يك ضرورت محسوب مىشود و افشا كردن اسرار نهانى، كارى نابخردانه و مخالف شرع است؛ عقل انسان بصراحت نظر مىدهد كه هر اطلاعى را در هر شرايطى نبايد در اختيار هر كسى نهاد، چه بسا شخصِ افشا شده يا افشاگر و نيز مخاطب، از اين رهگذر، گرفتار يا زيانمند گردند و چنين كارى از سوى عقل، عملى زشت و ممنوع است، همان گونه كه افشاگرى به عنوان بدترين نوع خيانت قبيح و محكوم است.
دين مقدس اسلام نيز كه پشتيبان عقل سليم است و خواستههايش را تأييد مىكند برلزوم رازدارى پاى فشرده و فلسفه آن را نيز تشريح كرده است.
در قرآن مجيد آمده است كه حضرت يوسف (ع) رؤياى صادقى ديد كه حكايت از آينده درخشان او و برترى بر ديگر برادرانش داشت. وقتى يوسف خواب خود را براى