اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٤٧
«لا خَيْرَ فى قَوْمٍ لَيْسُوا بِناصِحينَ وَ لايُحِبُّونَالنَّاصِحينَ» «١» در مردمى كه نه خيرخواه باشند و نه خيرخواهان را دوست بدارند، خيرى نيست.
حضرت باقر (ع) نيز دانشمندانى را كه اقدام به خيرخواهى نكنند، خائن دانسته، مىفرمايد:
«الْعُلَماءُ فى انْفُسِهِمْ خانَةٌ انْ كَتَمُواالنَّصيحَةَ» «٢» دانشمندان، اگر خيرخواهى را ابراز نكنند، درنزد خود خائن هستند.
بنابراين، از نظر اسلام، هر كس هر دانش و تجربهاى كه كسب كرده، بايد در اختيار مردم گذارد و در حد توان به پيشرفت و بهروزى جامعه كمك كند. از آنجا كه ملّت، در يك تقسيمبندى كلّى به دو قشر، مسؤولان و مردم، تقسيم مىشود، وظيفه هر يك را به اختصار شرح مىدهيم.
الف- مسؤولان قرآن و روايات گوياى آن است كه مسؤولان نظام اسلامى- از عاليترين مقام (رهبر) گرفته تا مديران عالى، ميانى، متوسط و حتى اعضاى عادّى خانواده دولت و هر مسؤول ديگرى- بايستى ناصح و خيرخواه مردم باشند و گرنه پستى را كه اشغال كردهاند، ناروا بوده و خود نيز خائن هستند، امام صادق عليهالسلام از رسول خدا صلّىالله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود:
«مَنْ سَعى فى حاجَةٍ لِاخيهِ فَلَمْ يَنْصَحْهُ فَقَدْ خانَاللَّهَ وَ رَسُولَهُ» «٣» هر كس كار برادرش را به عهده بگيرد، ولى خيرخواه او نباشد، به خدا و پيامبرش، خيانت كرده است.
از اين رو قرآن مجيد، وقتى داستان پيامبران بزرگى چون؛ نوح، هود، صالح و شعيب