اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٩٠
در اينجا سخن مرحوم طبرسى قابل دقّت است كه مىنويسد:
مفهوم آيه اين است كه شما متجاوز را به سزاى تجاوزش، مجازات و مقابله به مثل كنيد ولى كار شما در واقع، تجاوز محسوب نمىشود و اينكه قرآن آن را تجاوز ناميده بدين سبب است كه عمل شما تلافى و شبيه عمل متجاوز است، گر چه آن، ستم و ناروا است و اين، عدالت و برحقّ است. «١» محكوميت شديد متجاوز به همان نسبت كه تعدّى به حقوق ديگران، زشت و نكوهيده است، متجاوز نيز مورد شديدترين سرزنشها و محكوميت قرار گرفته؛ تا از يكسو، انسانها به حقوق شرعى، قانونى و عرفى خويش قانع باشند و درصدد تجاوز به حقوق ديگران برنيايند و از سوى ديگر، گرفتاران در دوزخ تجاوز، لحظهاى به خود آيند و به نابكارى خويش، بينديشند و در اسرع وقت از آن دست بكشند و خود را نجات دهند.
قرآن مجيد مىفرمايد:
«... لا تَعْتَدُوا انَاللَّهَ لايُحِبُالْمُعْتَدينَ» «٢» تجاوز نكنيد كه خداوند متجاوزان را دوست ندارد.
مؤمن خردمند مىداند كه اگر دوستى و عنايت خدا را از دست بدهد، گر چه همه عالم را هم به كف آورد، در نهايت سودى نخواهد برد و هرچه در وادى ستم و تجاوز، ره بپويد در واقع، در باتلاق بدبختى خود دست و پا زده و فرجامى بس تيره و تار در انتظارش خواهد بود و گام زدن در حريم حقوق ديگران، در حقيقت، لگد زدن به بخت و سرنوشت خويش است. از اين رو، رسول خدا صلّى الله عليه و آله فرمود:
«... انَّهُ ما ظَفَرَ بِغُنْمٍ مَنْ ظَفَرَ بِظُلْمٍ، انَالْمَظْلُومَ يَأْخُذُ مِنْ دينِالَّظالِمِ اكْثَرَ مِمَّا