اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٨١
متأسفانه اسلام، در طول تاريخ ١٤ قرنه خويش، ضربههاى سنگينى از چنين خائنانى خورده كه صفحات تاريخ را چون روى خويش، سياه كردهاند، به عنوان نمونه:
- پس از توطئه منافقانه معاويه و عمروعاص، در جنگ صفّين و پايان تأسف بار آن با حَكَميت، عدّهاى ساده لوح، شخص ابلهى چون ابوموسى اشعرى را به عنوان نماينده، بر امام على عليهالسلام تحميل كردند تا در مذاكرات به اصطلاح صلح، با عمروعاص- نماينده معاويه- به گفتگو و عقد قرارداد بپردازد. اميرمؤمنان (ع) و ياران زيرك و دلسوخته او- كه چارهاى جز قبول اين تحميل نداشتند- هشدارها و نصايح گوناگونى بدرقه ابوموسى- كه عازم محل مذاكره بود كردند، ولى آن نابخرد در نهايت، اصول مسلّم اسلام- از جمله اصل ولايت- و نيز آن هشدارها و نصايح را ناديده گرفت و به خلع امام (ع) از خلافت، رأى داد! «١» - تاريخ پرفراز و نشيب انقلاب اسلامى نيز خيانتهاى مخالفان اسلام و انقلاب را به ياد دارد، مانند خيانت طيف ليبرالها در دولت موقّت، خيانت بنىصدر كه عاليترين پست سياسى جمهورى اسلامى را تصاحب كرده بود، جاسوسى و خودفروشى گروهكهاى معاند چون، منافقين، فرقان، پيكار، فدايى خلق، خلق مسلمان و ... كه با همه پراكندگى و تضادّى كه با يكديگر داشتند، در يك نقطه تشريك مساعى مىكردند و آن ضدّيت با نظام جمهورى اسلامى و خيانت به آرمانهاى امام امت و انقلاب بود.
- در جهان معاصر از خائنانى چون انورسادات، عرفات و ... مىتوان نام برد كه يكى با رفتن به «كمپ ديويد» و امضاى قرارداد ننگين صلح با اسرائيل، سدّ تحريم سياسى- اقتصادى جهان اسلام عليه صهيونيستهاى غاصب را شكست و به جاى خدمت به خدا و مسلمانان، به استكبار و اسرائيل خدمت كرد و نهايت جسارت و خيانت را مرتكب شد كه به تعبير امام جواد عليهالسلام:
«كَفى بِالْمَرْءِ خِيانَةً انْ يَكُونَ اميناً لِلْخَوَنَةِ» «٢»