اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٦١
است، از جمله؛ ١- خدافراموشى ياد خدا حياتبخش روح و آرامبخش دل است و سراپاى انسان را با ايمان پيوند مىدهد و اعمالش را زينت و خلوص مىبخشد، ولى خدافراموشى، زمينه نفاق و دورويى را فراهم مىسازد و سبب مىشود كه انسان در وادى حيرت و گمراهى، ره بپويد؛ قرآن مجيد در وصف منافقان مىگويد:
«... نَسُوااللَّهَ فَنَسِيَهُمْ انَالْمُنافِقينَ هُمُالْفاسِقُونَ» «١» خدا را فراموش كردند و خدا نيز آنان را فراموش كرد، بيقين، منافقان همان فاسقانند.
٢- دروغپردازى دروغگويى، سر همبندى و زبان بازى، آهسته آهسته، دروغگو را به پرتگاه نفاق مىكشاند. بنابراين مىتوان گفت: دروغ و نفاق از خصلتهاى زشتى است كه در يكديگر تأثير مىگذارند؛ هم منافق، اهل دروغپردازى است؛ «... وَاللَّهُ يَشْهَدُ انَالْمُنافِقينَ لَكاذِبُونَ» «٢» خداوند گواهى مىدهد كه منافقان، دروغگويند.
و هم دروغگويى، انسان را منافق بار مىآورد. حضرت على عليهالسلام مىفرمايد:
«الْكِذْبُ يُؤَدّى الَىالنِّفاقِ» «٣» دروغگويى به دورويى، منجر مىشود.
٣- خيانت آلودگى به رذيله خيانت نيز، انسان را به مرز نفاق نزديك مىكند و خائن، در واقع از