اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٥٩
٥- نفاق «نفاق» از «نَفَقَ» مشتق شده كه به معناى نقب و راه زيرزمينى است و به همين مناسبت به لانه موش صحرايى «نافقا» گفته مىشود چون آن را درون زمين حفر مىكند و دو راه، يكى آشكار و ديگرى نهان، براى آن مىسازد و هر گاه دشمن، از راه آشكار به او حمله كند، از راه نهايى، فرار مىكند.
«نفاق» به معناى واردشدن در دين از يك راه و خروج از راه ديگر است و «منافق» يعنى دورو و مخفىكننده كفر و آشكار كننده ايمان. «١» در اصطلاح علم اخلاق نيز نفاق را چنين تعريف كردهاند:
مخالفت آشكار انسان با نهان او در ايمان، عبادات و معاشرت با مردم «٢».
اين مخالفت به ترتيب در عقايد، اعمال و اخلاق رسوخ كرده، آنها را فاسد مىسازد.
در فرهنگ اسلامى، بطور معمول «نفاق» به دورويى در عقايد يعنى ادعاى ايمان كردن و كفر خويش پنهان كردن اطلاق مىشود و بيشتر يا همه آياتى كه سخن از نفاق و منافق گفتهاند، همين قسم را مدّنظر داشتهاند. به دورويى و ظاهرسازى در اعمال و عبادات «ريا» گفته مىشود. «ذو وجهين» و «ذو لسانين» (يعنى شخص دو زبان و دوچهره) به نفاق در اخلاق اطلاق مىگردد. گرچه تفكيك انواع نفاق، در برخى موارد همچون انگيزهها، آثار و مانند آن چندان آسان نيست، ولى سعى شده در اين درس، بيشتر قسم سوّم تبيين گردد.