اخلاق سياسى - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١١٥
گردبادهاى مخالف آسيب نخواهد ديد، يعنى اسلام، براى بالندگى و پويايى خود، از سوى عوامل برونى و درونى تقويت مىشود و راه جاودانگى را طى مىكند.
بنابراين، فرهنگ اسلامى، از ويژگيهاى يك فرهنگ اصيل و مورد اطمينان برخوردار است و توانايى و غناى لازم را براى تضمين زندگى سالم و سعادتمند داراست و پيروان چنين دينى بايد به خود ببالند و ضمن عمل به دستورات آن، با دل و جان از فرهنگش پاسدارى كنند.
ارزشهاى فرهنگى آنچه در اين بخش مىآوريم، برخى از پارهفرهنگهاى اصيل اسلامى است با تأكيد بر اينكه اسلام چيزى جز مجموعه ارزشهاى متعالى نيست و هر چه اسلامى است، ارزشمند است و ضد اسلام، ضد ارزش است.
١- خدايابى رهپويى در راه حق و تقرّب به خدا اصيلترين نمود فرهنگ اسلامى است كه بايد بر مجموعه افكار، كردار و گفتار مؤمنان، حاكم باشد بگونهاى كه لحظهاى از محضر خدا خود را غايب نبيند و ضمن يقين به حضور، حتى با چشم دل خدا را ببيند؛ امام صادق عليهالسلام، در اين باره چنين رهنمود مىدهد:
«خَفِ اللَّهَ كَانَّكَ تَراهُ وَ انْ كُنْتَ لا تَراهُ فَانَّهُ يَراكَ فَانْ كُنْتَ تَرى انَّهُ لا يَراكَ فَقَدْ كَفَرْتَ ...» «١» از خدا چنان بترس كه گويى او را مىبينى و اگر تو او را نمىبينى، او تو را مىبيند و اگر پندارى كه تو را نمىبيند، كافرى! فرهنگ «خدا خواهى» بايستى در فرد و جامعه، شب و روز، در كارهاى خرد و كلان و پيوسته رواج يابد و حركت و سكون، جنگ و صلح، سخن و خاموشى، دوستى و دشمنى و ... به دستور خدا و براى خدا باشد و بايد گفت: عصاره همه معارف اسلامى در