عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ٢٥ - ٣-١ نزول حقايق متعالى وجود
سرايندگان، به طور سمعى و بصرى آن را تنزل بدهند، يعنى آن معقول را محسوس كنند يا متخيل كنند تا در سطح تودۀ مردم جا بيفتد. . . .
مىگويند كه هرجا مسجدى هست، بعد از آن است كه [وقتى در]عاشورا حضرت سيدالشهدا صلواتاللّه عليه شهيد شد، مرغى آمد و بال و پرش را به خون مطهر سيدالشهدا صلواتاللّه عليه آميخت و پر و بالش را خونى كرد و به اطراف عالم پر كشيد و هرجا قطرۀ خونى افتاد، آنجا مسجد شد.
اين را نقل مىكنند؛ اين بيان آن حقيقت است به صورت هنر وگرنه مرغى نبود كه پر و بالش را به خون آغشته كند و به اطراف عالم پر بزند. مگر يك مرغ چقدر حيات دارد و تا كجا مىتواند پر بكشد. چند روز مىتواند پرواز كند. اين هنرى است كه حرف را، آن معقول را به صورت هنر ترسيم كردند. [١]
و اين درست همان حقيقتى است كه در آغاز سخن بيان كرديم. هنرمند با محسوس كردن معقول، با بيان آن اقيانوس طهارت و قدرت طهارتبخشى خون شهيد و سرور شهيدان، مخاطب را چنان به حضور حادثه فرا مىخواند كه مخاطب در رابطهاى تنگاتنگ و ملموس با معنى قرار مىگيرد؛ ضمن آن كه از مسجد و پرنده رمزى مىسازد تا از آن معناى طهارتبخش تعبير كند.
٣-١. نزول حقايق متعالى وجود
اين درست همان است كه بر قلم شهيد سيد مرتضى آوينى رفته است:
كار هنرمند «تنزل بخشيدن به حقايق متعالى وجود» است از طريق صورتهاى متمثلۀ آن حقايق، و يا بهتعبيرى ديگر، كار هنرمند تمثل بخشيدن به حقايق قدسى است. . . .
[١] . سروش، ش ٧٢٣،١٠ دى ٧٣، ص ٢١.