عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ١٣٩ - ١ ويژگىهاى مهمّ داستان
جنگ، حماسههاى معاصر فرهنگ و تاريخ ادبى ايران و زبان فارسى را بسازد. داستان مىتواند تاريخ جنگ و لحظههاى حوادث عمليّات و حماسههاى عاشورايى شهادت و دفاع مقدّس را ثبت كند و به مخاطب پشت جبهه و نسلهاى آينده انتقال دهد.
ادبيات داستانى به دليل گستره و مجالى كه نثر در اختيار آن قرار مىدهد، مىتواند محاوره و اصطلاحات، ضربالمثلها، شوخىها، شبزندهدارىها، دعاها و نيازهاى رزمندگان را با حوصلۀ تمام منعكس كند و از نوحهها، سينهزنىها، شبهاى توسل و رزم رزمندگان، صحنههايى بديع و بىنظير ارائه دهد. همچنين مىتواند و مىتوانست با ترسيم زمان و مكان، صحنههاى جنگ، چادرها و سنگرهاى جبهه، لحظههاى الهى، عادى، شبانه و روزانۀ رزمندگان، و ارائۀ آرزوها، دلهرهها، ترسها و نگرانىهاى آنان، به ترسيم شخصيت آن عزيزان بپردازد و مفاهيمى را از قبيل رؤياهاى صادقه، معجزه، امدادهاى غيبى، اخلاقهاى ملكوتى، شفاعت، توسل و. . . ، با توانايى بىنظيرى به ناخودآگاه مخاطب منتقل كند.
اما متأسفانه اين هنر به دلائل گوناگون-آنگونه كه شواهد نشان مىدهد و خود هنرمندان دستاندركار قصهنويسى بدان اعتراف مىكنند-چنانكه بايد، بهويژه در سالهاى دفاع مقدس، از عهدۀ اين اهداف بزرگ برنيامد، يا بهتر است بگوييم آن استعدادهاى ذاتى را به فعليّت نرساند. در كنار عوامل گوناگون در تبيين اين نظر مىتوان از يك عامل و به تعبيرى از دو عامل مهم ياد كرد:
هنر قصهنويسى هرچند مثل هر هنرى نيازمند ذوق برآمده از يك شهود باطنى و ذوقى هنرمند است، امّا واقعيّت اين است كه اين هنر در كنار ذوق، حاصل عرقريزى ذهن، شناخت سخت و دقيق صنعت (تكنيك) ، تجربۀ نزديك و حوصلۀ طاقتفرسا است، برعكس شعر كه بارگيرى ناخودآگاه شاعر و تولد