عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ٢٢ - ٢-١ رمز و قداست
ادراك مىنمايد، از اشخاص نوع حذف شده باشد و باقى، صورت غيرمختلفهاى باشد صافى و خالص و سائغ (گوارا) براى عقل انسانى، و لَبَن (شير) غذاى لطيف و سائغ است براى بدن، كه در اينجا مثال نفس است. پس نسبت لبن به بدن، مثل نسبت علم است به نفس، و در تعبير، از لبن به علم تعبير مىكنند. [١]
عالم فرزانه، آيةاللّه جوادى آملى در ديدار با هنرمندان دستاندركار سريال تلويزيونى و مستند «روايت فتح» مىگويد:
اگر عارفى حكيم بود، توان آن را دارد كه مشهورات عرفانى را مبرهن كند و اگر حكيمى هنرمند بود، توان آن را دارد كه آن را به قالب هنر-منتها در مرتبۀ خيال-متمثل كند. . . هنر يك سرپلى است كه بيننده يا شنونده را به مقام خيال مىرساند. [٢]
براى توضيح مطلب فوق بايد توجه داشت كه اوّلا، جهان بر نظمى دقيق و عالى مبتنى است و هر چيزى در جاى خويشتن لازم و نيكو است، ثانياً، جهان هستى واحدى است كه براى هميشه از بالا به پايين و از پايين به بالا، در سير نزولى و صعودى، در تجلّى مىباشد. به اين ترتيب، وجود از غيب وجودى حضرت حق تا خاك مراتب مختلفى پيدا مىكند؛ با تشابهى خاص در سه عالم ذات خداوند، برزخ نزولى يا همان عالم ذَر و جهان مادى. اين نظم و تطابق ميان مراحل مختلف وجود، پايههاى رمزگرايى و سمبليسم در هنر را تشكيل مىدهد. دكتر سيد حسين نصر در اين باره مىگويد:
سمبوليسم، بر تشابه و تطابق ميان مراتب مختلف وجود مبتنى است. چون وجود يكى است، هر آنچه هست بايد به نحوى سرچشمۀ ازلى خود را
[١] . مبدأ و معاد، صدرالدين شيرازى، ترجمۀ احمد حسينى اردكانى، ص ٥٣٣.
[٢] . مجلۀ سروش، ش ٧٢٣،١٠ دى ٧٣، ص ٢٠.