عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ١٦٦ - ٢ نگاهى به تابلوهاى دفاع مقدّس
چهرۀ واقعى جنايتكاران را كه با شاخۀ زيتون و نفاق صلح و آشتى قدم جلو مىگذاشتند مىديد، و پرده از صلحخواهى دروغين آنها برداشته مىشد.
آقاى مجيد قادرى در تابلوى «جنايتكاران جنگى» ، در يك زمينۀ كاملاً سياه، چهرۀ صدام را با چشمهاى خونين و قرمز و كلاهى بر سر-آنچنان كه آمريكايىها و هيتلر را تداعى مىكند-به تصوير مىكشد. بيش از نصف فضاى كادر خالى و يكدست سياه است و آنگاه اين چهرۀ تداعىكنندۀ هيتلر و آمريكايىها، در سايهروشنى از بنفش با چشمهاى سرخ نقش بسته است. نشان دادن باطن اين جنايتكار، رنگ روح خفهشدۀ آن و انطباق آن با جنايتكاران روسياه جهانى، فقط كار هنر گرافيك و تجسمى است. تابلو اثر قوى خود را دارد، در ذهن نقش مىبندد و براى هميشه با افشاى چهرۀ واقعى دشمن، پروندۀ او را مىبندد.
آقاى سيد حميد شريفى آلهاشم در تابلوى «سنگر عشق» ، از يك بسيجى سخن مىگويد كه در كنار سنگر خود نماز مىخواند؛ بسيجى به سجده رفته است، تفنگش بر كيسههاى شنى تكيه دارد و در فضاى بنفشآلود كل تابلو، فقط سنگر او است كه از آسمانى شفاف و گلهاى سفيد و روشن نرگس انباشته است.
تابلوى «بمباران مناطق مسكونى» آقاى اسكندرى، از مادرى با نوزادى در آغوش در ميان خانهاى ويرانشده سخن مىگويد، در حالى كه كبوترى سفيد سر نهاده بر بال خود، در كنار آشيانهاش ديده مىشود.
آقاى ناصر پلنگى در تابلوهاى «شهيد چمران» ، «از تبار زينب» و «مرثيه» ، گوشههايى از مقاومت ملت مسلمان ايران را در برابر متجاوزين بعثى به تصوير مىكشد. در تابلوى مرثيه، شهيدى را بر دوش پير و جوان، روحانى و