عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس (ج7) - تقي زاده اکبري، علي و همکاران - الصفحة ٣٥ - ٣-٢ هنر دينى و انسان آيينمند
تاريخ اسلام جز يك برهه از صدر اسلام، جوانانى مثل جوانهاى ايران ما سراغ ندارد. . . . من وقتى با اين چهرهها مواجه مىشوم و اين قلبهايى كه به واسطۀ توجه به خداى تبارك و تعالىٰ اينطور در چهرهها اثر گذاشته است، احساس حقارت مىكنم. . . . [١]
آرى دفاع ما از كيان معنوى حيات و زيستن ما، بهانهاى شد تا جوانان و عاشقمردان پاكى و تزكيه گرد هم آيند و از جغرافياى جبهه مسجدى بسازند كه محل مراقبه، تزكيه، پالايش روح و شستوشوى معنوى بود. امام نيز كه بيش از همه متوجه ارزش تاريخى اين لحظات در تاريخ معاصر جهان بشريت بود، آگاهانه و با هوشيارى تمام پرچم رهبرى معنوى جبهه را برمىافرازد و نهايت تلاش و توان خود را در ساختن حواريونى بىمثال، قدّيسانى بىنظير، زاهدان شب و شيران روز، و دلهايى صيقلخورده و طاهر كه در جهان آلودۀ معاصر تجلّىگاه نور خدا و امر قدسى در ساحت آلودۀ زمين بودند، بهكار مىگيرد. ايشان با برجسته كردن بعد معنوى كارزار، سربازان انقلاب خود را به سوى مقام والاى خلوص هدايت مىكند:
من غير از دعا كه بدرقۀ شما كنم، چيزى ندارم كه به شما [ارزانى دارم]، من چطور به اين احساسات خداگونه و به اين توجهاتى كه شما به خداى تبارك و تعالٰى داريد، و به اين عزم راسخ شما و اين شجاعت بىنظير شما، چطور من مىتوانم از شما ستايش كنم؟ [٢]
امام با كشاندن جنگ از ميدانهاى برد و باخت دنيايى به ميدان والاى عقيدتى و دينى مىفرمايد:
[١] . صحيفۀ نور، مجموعه رهنمودهاى امام خمينى، ج ١٣، ص ١٩٥.
[٢] . همان.