ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - آيه سوم
سوم: از آياتى كه در مورد رجعت رسيدهاند گاهى به روز قيامت يا به روز ظهور حضرت حجت (ع) تفسير شده، و اين نكته ضربهاى به استدلال به رجعت نمىزند چرا كه اين معانى با هم منافات نداشته و هر كدام از بطنى از بطون قرآن حكايت دارد.
و بالاخره در حدود هفتاد آيه در مورد رجعت وجود دارد، كه به علت اختصار به سه آيه اكتفا مىكنيم:
آيه اوّل:
و هنگامى كه قول بر آنان واقع گردد، از زمين موجودى را بيرون مىسازيم كه با آنان سخن مىگويد (يا با آنان مىجنگد) ولى مردم به آيات ما ايمان نمىآورند، و روزى كه از هر امتى گروهى از كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، محشور كرده و سپس آنها نگه داشته مىشوند.[١]
اين آيه مشهورترين آيه رجعت است كه به تنهايى بر رجعت دلالت دارد. چرا كه ظاهر آيه به خوبى بيانگر اين مطلب است كه اين حشر گروهى از هر امتى غير از حشر در روز قيامت است كه شامل همه انسانها مىگردد، چنانكه در آيهاى در وصف حشر روز قيامت چنين مىفرمايد:
وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً
و همه را محشور كرده و احدى از آنان را فرو نخواهيم گذاشت.[٢]
مردى به امام صادق (ع) عرضه داشت: كه اهل سنت گمان كردهاند كه آيه «روزى كه از هر امتى گروهى را محشور مىكنيم» مربوط به قيامت است حضرت در پاسخ فرمود: آيا چنين است كه خداوند روز قيامت از هر امتى تنها گروهى را محشور كرده و بقيه را رها مىسازد؟ خير، اينگونه نيست ولكن آيه در مورد رجعت است. امّا آيه قيامت آن است كه مىفرمايد: «همه را محشور ساخته و از احدى چشمپوشى نمىكنيم.»[٣]
آيه دوم:
همانا ما فرستادگان خويش و مؤمنان را در دنيا، آن روزى كه شاهدان اقامه شوند، يارى خواهيم نمود.[٤]
از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود:
به خدا سوگند اين آيه در مورد رجعت است، مگر نمىدانيد كه پيامبران بسيارى در اين دنيا كشته شدند و نصرت خداوند به آنان نرسيد؟ امامان كشته شدند و نصرت خداوند شامل حال آنها نشد، اين آيه در رجعت محقّق خواهد شد.[٥]
آيه سوم:
و ما تو را جز براى بشارت و بيم جهانيان نفرستاديم ...[٦]
امام محمد باقر (ع) مىفرمايد:
اين آيه در رجعت تحقق مىيابد.[٧]
پىنوشتها:
[١]. در علم صرف بيان شده كه مصدر داراى انواعى است. يك نوع آن «مرّه» است كه براى بيان وقوع يكبار فعل به كار مىرود.
[٢]. ابن منظور، لسان العرب، ج ٨، ص ١١٤.
[٣]. حرّ عاملى، محّمد بن حسن، الايقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة، صص ١٤١- ١٤٠.
[٤]. مجلسى، محمّدباقر، بحارالانوار، ج ٥٣، ص ٦٣؛ صدوق، محمّد بن على بن الحسين، معانى الاخبار، ص ٣٦٦.
[٥]. طباطبائى، سيّد محمّد حسين، تفسير الميزان، ج ١٢، صص ١٩ و ١٨.
[٦]. مجلسى، همان، ج ٥٣، صص ٩٢ و ١٢١.
[٧]. همان.
[٨]. شَبّر، حق اليقين، ج ٢، ص ٣٥.
[٩]. قمى، ابوالقاسم جعفر بن محمّد بن قولويه، كامل الزيارات، صص ٢١٨- ٢٥٧.
[١٠]. همان.
[١١]. مجلسى، همان، ج ٥٣، صص ٩٢ و ١٢١.
[١٢]. شبّر، عبدالله، همان، ج ٢، ص ٣٥.
[١٣]. از امام صادق (ع) نقل شده است كه: هر كس چهل صبح اين عهد (دعاى عهد امام زمان (ع)) را بخواند از ياوران قائم (ع) ما باشد و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد خدا او را از قبر بيرون آورد كه در خدمت آن حضرت باشد. ر. ك: قمى، شيخ عباس، مفاتيح الجنان، دعاى عهد.
[١٤]. ر. ك: به تعريف رجعت، از همين نگارنده، نشر موعود عصر، ص ١٣.
[١٥]. مجلسى، محمد باقر، همان، ج ٥٣، صص ١٠٣- ١٠٤.
[١٦]. همان، صص ٩ و ٤٢.
[١٧]. همان، ص ٩٢
[١٨]. برخى گمان بردهاند كه رجعت مستلزم تناسخ يا خروج فعل از قوه است و پاسخهاى مفصلى به آنها داده شده كه از حد مقاله بيرون است. براى مطالعه بيشتر در اين زمينه ر. ك: طباطبايى، محمدحسين، تفسير الميزان، ج ٢، ص ١٠٧؛ قزوينى خراسانى، مجتبى، بيان الفرقان، ج ٥.
[١٩]. رجعت به معناى رجوع به دنيا پس از مرگ به گونههايى در امتهاى پيشين اتفاق افتاده است و آيات مختلفى بر اين مطلب اشاره دارند، مانند: سوره بقره (٢)، آيات ٥٦، ٢٤٣ و ٢٥٩؛ سوره كهف (١٨)، آيه ١٩ و موارد ديگر.
[٢٠]. سوره نمل (٢٧)، آيات ٨٢- ٨٣.
[٢١]. سوره كهف (١٨)، آيه ٤٧.
[٢٢]. مجلسى، همان، ج ٥٣، ص ٥٢.
[٢٣]. سوره مؤمن (٤٠)، آيه ٥١.
[٢٤]. حائرى يزدى، شيخ على، الزام الناصب، ج ٢، ص ٣٣٨.
[٢٥]. سوره سبا (٣٤)، آيه ٢٨.
[٢٦]. مجلسى، همان، ص ٤٢.