ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - ب- آيا رجعت يك پيشگويى تاريخى است يا يك مسئله اعتقادى؟
نعمتهاى خداوند شامل مؤمنان برجسته و نخبه شده و آنان را براى مشاهده ظهور امام عصر (عج) و غلبه مظلومان بر زورمداران به اين دنيا برمىگرداند و از طرفى هم با بازگشت كافران سيه دل، آنان را بر خاك ذلّت و خوارى خواهد نشاند.
امام صادق (ع) يكى از ويژگىهاى شيعه را اعتقاد به رجعت برشمرده، مىفرمايند:
از ما نيست كسى كه ايمان به رجعت ما نداشته باشد و نيز متعه ما را حلال نشمرد.[١]
چرا كه در آن روزگار، رجعت يكى از معتقدات ويژه شيعه محسوب مىشد، به طورى كه ساير مذاهب آن را يكى از نقاط امتياز شيعه از ساير مكاتب قلمداد مىكردند.
امام صادق (ع) در حديث ديگرى، يكى از شرايط ايمان را اعتقاد به رجعت برشمرده و مىفرمايند:
هر كس به هفت چيز اعتقاد داشته باشد، مؤمن است، و در ميان آن هفت چيز ايمان به رجعت را ذكر فرمودند.[٢]
لازمه چنين سخنى آن است كه ايمان، زمانى حاصل مىشود كه علاوه بر اعتقاد به توحيد و ...، اعتقاد به رجعت نيز وجود داشته باشد. بر اين اساس بر هر شيعهاى اين اعتقاد ضرورى است، از سوى ديگر اين اميد را در دل او زنده نگه مىدارد كه اگر پيش از ظهور منجى عالم بشريت از دنيا برود خداوند، وى را براى نصرت دين خويش و درك لقاى آن حضرت، به دنيا برمىگرداند.
الف- آيا اعتقاد به رجعت از اصول دين است يا اصول مذهب؟
اعتقاد به رجعت از اصول دين نيست و معتقد نبودن به آن هم موجب كفر و خروج از دين نيست، بلكه از اصول مذهب اماميه است، به طورى كه اعتقاد به اصل رجعت گروهى از مؤمنان و كافران، به دنيا پيش از قيامت ضرورى است. هرچند كه باور داشتن به جزئيات مسائلى كه در رجعت اتفاق مىافتد، لازم و ضرورى نيست. به هر حال اعتقاد به رجعت، همسنگ اعتقاد به صراط و ميزان است. مرحوم «شبّر» در اين باره مىگويد:
اصل رجعت حق است و شبههاى در آن نيست و اعتقاد نداشتن به آن موجب خروج از جرگه مؤمنان و شيعيان مىشود. چرا كه رجعت از امور ضرورى مذهب شيعه بوده و رواياتى كه در مورد صراط و ميزان و غير آن دو به دست ما رسيده است، از جهت تعداد و نيز صحت مدارك و وضوح دلالت، افزونتر از روايات رجعت نيست.
با آنكه اعتقاد به صراط و ميزان و جز آنها ضرورى است، امّا، بايد توجه داشت كه اختلاف و بينشهاى متفاوت در جزئيات مسئله رجعت، ضررى به اصل آن نمىزند، همانطور كه برداشتهاى متفاوت در ويژگىهاى صراط و ميزان در اصل آن خدشه وارد نمىسازد. آنگاه ايشان ادامه مىدهند كه ايمان به رجعت به طور كلى واجب و لازم است.[٣]
نتيجه آنكه مسئله رجعت از ضروريات مذهب و مكتب تشيع است، كه اعتقاد به آن ضرورى است، هر چند اعتقاد به جزئيات مانند اينكه چه كسانى رجعت مىكنند يا زمان آنچه موقعى است و ... لازم نيست. ولى بايد توجه داشت كه اعتقاد به آن، در رتبه اعتقاد به توحيد و نبوت و معاد نيست.
ب- آيا رجعت يك پيشگويى تاريخى است يا يك مسئله اعتقادى؟
در زيارت امام حسين (ع)، مىخوانيم:
إنّى من المؤمنين برجعتكم.[٤]
من به بازگشت شما اهل بيت (ع)، ايمان و اعتقاد دارم.
يا در زيارت حضرت ابوالفضل (ع) آمده:
إنّى بكم و بإيابكم من المؤمنين.[٥]
من به شما و بازگشتتان معتقدم.
در روايتى كه قبلًا بيان شد، امام صادق (ع) مىفرمايند:
هر كس به هفت چيز معتقد باشد، مؤمن است و از ميان هفت چيز ايمان به رجعت را بيان فرمود.[٦]
در سخنان بسيارى از انديشمندان كلامى، رجعت به عنوان يك امر اعتقادى مطرح شده به طورى كه اعتقاد به آن را ضرورى شمردهاند، مرحوم شبّر دراينباره مىفرمايد: «پس اعتقاد به اصل رجعت به طور اجمالى واجب است ... هر چند كه