ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥١ - با دوست در سايه
با دوست در سايه
تشرف مرحوم محمد تقى بافقى
سيد ابوالحسن مهدوى
بسيارى از علما و بزرگانى كه انسان اطمينان به صدق گفتار و تشرف آنها به خدمت حضرت بقيةالله (عج) دارد، وقتى زندگانى آنها را مورد دقت و مطالعه قرار مىدهيم، متوجه مىشويم كه اينان عدالتى فوق عدالت رايج بين مؤمنين، دارند.
دقّت و احتياطاتى كه آنان در سخن گفتن، نگاه كردن، گوش دادن و غذا خوردن دارند گاه موجب مىشود كه ديگران احساس كنند حالت وسواس دارند و همين رعايت ضوابط شرعى و دقت در انجام آنها و نداشتن ترك اولى در تمام زندگى، باعث مىشود كه اگر داستان تشرفى از آنها نقل گردد با اطمينان كامل و آرامش خاطر در صحت آنها، مورد پذيرش قرار گيرد. به خصوص آنكه، خود آنها هيچ انگيزهاى براى بازگو كردن تشرف خويش ندارد و آنگاه كه بعضى از نزديكان به طور طبيعى در جريان تشرف آنها قرار گيرند، گاه از آنان التزام مىگيرند كه تا زنده هستند جايى بازگو نكنند، زيرا: اولًا از طرفى تشرف خويش را از اسرار زندگانى خود و نيز از اسرار محبوب مىدانند. ثانياً، و از طرف ديگر نگران شهرت و پيدا كردن مريد هستند. ثالثاً، اطمينان به خلوص خود را در گمنام بودن جستجو مىكنند، رابعاً، و در نهايت شايد اين گونه پاىبند بودن به حفظ اسرار محبوب، مؤثر در تشرفاتى ديگر و كسب معارف بالاتر و بيشترى از محضر آن حضرت باشد. تشرفى را كه در اينجا از مرحوم حجتالاسلام و المسلمين حاج شيد محمد تقى بافقى متذكر مىشويم از همين نمونه داستانهايى است كه بعد