ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - تشرف و ديدار
باشد كه آن حرف ديگرى است. براى اينكه راه ادّعا براى مدّعيان كذّاب بسته شود. يعنى مثلًا شما ديده باشى و راست هم بگويى و اين را نقل بكنى، فردا در تهران صد نفر مدعى مىشوند كه ما هم ديدهايم، مگر ما چه چيزى از شما كم داريم؟ اگر كسى ديد، نبايد بگويد.
\* آيا شرايط خاصّى براى نيل به تشرّف ذكر شده است؟
سؤال بسيار خوبى است و من در اين موضوع خيلى كار كردهام. خلاصه و محصول مطالعاتم، اين شده كه سه شرط براى ملاقات ضرورى است: ١. تقواى خالص و عميق و كامل، آدم بىتقوا را به جايى راه نمىدهند. ٢. عشق و علاقه شديد به حضرت مهدى (عج) تا حدّ بىقرارى، يعنى آن قدر در عشق قوى باشد كه واقعاً بىتاب و بىقرار شده باشد و حالت اضطرار برايش پيش آمده باشد. ٣. مداومت بر اذكار و اوراد مخصوص.
عمل به دستورات فوق به سالك آمادگى لازم را مىبخشد، ولى هيچ وقت سالك از امام بزرگوارش (ع) نبايد طلبكار شود. ممكن است سالكى به شرايط فوق عمل بكند و به ملاقات هم موفق نشود. در قرآن كريم است كه خداوند متعال را نمىتوان محاكمه كرد.
لا يسئل عن شىء و هم يسألون.
نمىشود خداوند را مورد محاكمه قرار داد كه مثلًا تو گفتى «ادْعُونِيأَسْتَجِبْ لَكُمْ» چرا من دعا كردم و اجابت نكردى؟ ما طلبكار نيستيم، بلكه همواره بدهكاريم. در مورد خدا و همچنين در مورد امام زمان (ع) ما بايد محاكمه شويم و از ما سؤال مىكنند، او مىتواند ما را محاكمه كنند كه چرا نمازت را بدون حضور قلب خواندى؟ ولى من نمىتوانم خدا را محاكمه كنم.
در بعضى از روايات از ائمه معصومين (ع) نقل شده كه هر كس مىخواهد به ديدار حضرت نايل شود به مدّت يك سال بايد هر شب اين شش سوره را به طور مرتب بخواند: حشر، حديد، صف، تغابن، جمعه و أعلى.[١]
شب جمعه يك سوره ديگر هم به آنها اضافه مىشود و آن سوره اسراء است. گفته شده كسانى كه موفق به خواندن آنها شدهاند يا با خود حضرت ملاقات كردهاند يا با يكى از اوتاد و ابدال.
مرحوم شيخ عبدالكريم حائرى (ره) يك اربعين رياضت كشيد كه آقا را ملاقات كند. ولى بعد از چهل روز، يكى از اوتاد را ملاقات كرد. خودش به فرزندان و بعضى از دوستان به صورت خصوصى عرض نموده بود. پسرشان آيتالله مرتضى حائرى نيز كه مرد فاضلى بود، ايشان هم مرد بسيار فوقالعادهاى بود. خدا رحمتشان كند. دو، سه تا خاطره با ايشان دارم. يك بار كه من ايشان را از مسجد تا منزلشان بدرقه مىكردم، گاهى وقتها اين طورى و بين راه مزاحمشان مىشدم تا وقتشان گرفته نشود. وقتى مىخواستند وارد خانه شوند، به من گفتند: «پسر جان! الحمدالله روى جانت رو به خدا است. مواظب باش كه جامعه خراب است، به جامعه خوش بين نباش. خداى نكرده اعمال و افكار افراد نامطلوب و گنهكار، روى تو را از خدا برنگرداند. الآن در حال حاضر، رو به قبله هستى.» مقصود قبله جان است. قبله جسم، خانه كعبه و قبله جان خداست. دائماً ما بايد رو به بالا باشيم. هيچ آنى، حتى يك ثانيه در هيچ شرايطى، نبايد دست از اين قبله برداريم. دائماً بايد روحمان متوجه به خدا باشد. همين سؤال را از خدمت علامه طباطبائى (ره) نيز پرسيدند، ايشان فرمودند: سه شرط دارد: